وبلاگ پوریا مهدوی مقدم

مرجع کامل نوحه های بوشهری و خوزستانی

وبلاگ پوریا مهدوی مقدم

مرجع کامل نوحه های بوشهری و خوزستانی

وبلاگ پوریا مهدوی مقدم

پوریا مهدوی مقدم از استان لرستان - شهرستان بروجرد
----------------------------------------------------
وبلاگی برای نشر نوحه های جنوب کشور
----------------------------------------------------
عزیزانی که مایلند مراسمات مذهبی خود را به بینندگان این وبلاگ اطلاع دهند،به آدرس زیر، مکان - زمان و اطلاعات لازم را ارسال کنند.
در ضمن، اگر عکسهایی هم از همان هیأت ارسال شود،ممنون میشوم.


Porya.borujerd@gmail.com

شماره تماس: 09385616703

آدرس اینستاگرام:
PORYA_BORUJERD
#پوریا_مهدوی_مقدم

آدرس کانال تلگرام:
www.telegram.me/poryarjnews

(((حتما در اینستاگرام و تلگرام ما را دنبال کنید)))
باتشکر
----------------------------------------------------
آدرس وبلاگ اجتماعی پوریا مهدوی مقدم: www.porya-borujerd.ir
-----------------------------------------------------

توضیحات سایت: این وبلاگ تنها جهت نشر و ترویج
نوحه های بوشهری و خوزستانی ساخته شده است.
در واقع این وبلاگ، تنها وبلاگی ست که متن اکثر نو حه هایی را
که در هیچ کجای اینترنت وجود ندارد، در اختیار شما عزیزان
قرار میدهد.
و همچنین، بنده تنها بروجردی هستم که مشغول به
انجام این کار میباشم.
پوریا مهدوی مقدم-بروجرد

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۱۷ مرداد ۰۰، ۰۸:۳۱ - علیرضا
    ممنون
  • ۸ آذر ۹۹، ۱۸:۴۲ - نیبیرو
    عالی
نویسندگان
پیوندها

۹۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نوحه بوشهری» ثبت شده است

۰۷
مهر
۹۹

متن نوحه واحد خیمه عترت

از عباس محمدی باغملایی

 

 

به سوی خیمه عترت بیامد اسبی آشفته
دگرگون گشته احوالش زسرهای بخون خفته


نگاهش قصه ها از دشت پر رنج و بلا دارد
هزاران راز پنهان از شهید کربلا دارد

 

گهی با شیهه می آید گهی نالان و افسرده
بدیده چون سوارش را به خاک افتاد پژمرده


به درب خیمه هردم خواهری از یار می گوید
دو چشمش ‌گشته گریان ‌و عزیزش ‌را همی ‌جوید

 

بگفت با ذوالجناح زینب چرا مغموم و بیماری
چرا بنموده ای با شیهه هایت ناله و زاری


چرابرگشته‌ای‌ بیکس به من‌گو پس سوارت کو
نمی بینم کسی با تو سوار بی قرارت کو

 

سرو یالت شده خونین چرا محزون و بی یاری
سرت افکنده و غمگین و می بینم دل افکاری

 

ز میدان بلا برگو برای من چه آوردی؟
خبر از جسم بی جان حسینم هدیه آوردی؟


برایم گو زعباس درخشان و فروزنده
که در شب های تارم بود همچون ماه تابنده


زداغ عون و عبدالله مثال کوره می سوزم
نواخوانی شده از بهر آنها کار هر روزم

 

تمام فکر من اینست که سر آید شب تارم
سیه‌گشته شب ‌و‌ ‌روزم از این خاموشی بیزارم


مرا با خود ‌به ‌میدان بر که شاید یار خود بینم
ز باغ زاده زهرا نشینم خوشه ای چینم

 

مرا با خود ببر نزدش که گویم درد دل هایم
که شاید لحظه ای بیند که من تنهای تنهایم


بگیرم در بغل دست علمدار حسینم را
در این‌صحرا بریزم من به کامش‌اشک عینم را

 

به ‌زینب ‌ذوالجناح‌ گفتا‌ که ‌خود زین غم پریشانم
چگونه از غمی گویم که آتش کرده برجانم


چگونه با تو برگویم جواب این سوالت را
جواب این سوالی که کند آشفته خوابت را

 

ابوالفضلت‌ دو دستش را چنین از تن جدا دارد
که قاسم لخته خونی به سر جای حنا دارد

 

علی اکبرت عطشان در این دشت بلا جان داد
تنش‌ صد‌ پاره وجان را به دست پاک یزدان داد


بگفتا شاه عطشان این سخن با زینبم برگو
کزین باغ خزان دیده تو ماندی ای گل خوشبو


بگو بعد ابوالفضلم علمدارم تویی زینب
پس‌ از این روشنی ‌بخش شب تارم تویی زینب

 

مبادا دشمن بی دین به شادی غصه ات بیند
مبادا واگزاری جای خود آسوده بنشیند


از این‌ رنج ‌و‌ غم ‌و محنت هدف ‌آداب و آئین است
اگر سر می دهم بهر بقای مکتب و دین است

 

بگفت اینک (سعیدی) نوحه ام را با غم آوردم
از این ره هدیه اینک از برایت ماتم آوردم

 

» واحد : خیمۀ عترت

» نوحه خوان : عباس محمدی باغملایی

» آهنگ : عبدالعلی مهندسی

» شاعر : محمدرضا سعیدی

 

دانلود فایل صوتی

  • پوریا مهدوی مقدم
۱۶
فروردين
۹۹

حسن توزی درگذشت

 

 

با خبر شدیم حاج حسن توزی عزیز، مداح بزرگ گناوه و استان بوشهر ظهر امروز 16 فروردین 99 بر اثر عارضه قلبی دار فانی را وداع گفت.

از شنیدن این خبر بسیار متاثر شدیم.

برای عزیز سفرکرده علو درجات و محشورشدن با ارباب بی‌کفنش امام حسین(ع) و یارانش را از درگاه حق طلب داریم و برای بازماندگان صبر جمیل را خواستاریم.

روحش شاد و یادش گرامی باد.

 

این سایت افتخار مصاحبه‌ای اختصاصی را با زنده‌یاد حاج حسن توزی داشت که مایلیم آنرا بازنشر کنیم:

 

مصاحبه اختصاصی وبلاگ پوریا مهدوی مقدم با

((کربلایی حسن توزی))

یکی از مداحان بوشهر

 

1. به طور کامل خودتونو معرفی کنید و آیا تنها شما در خانواده مداحی میکنید؟

 با سلام 

حسن توزی هستم، اهل بندر گناوه از توابع استان بوشهر، فرزند ملاح منصور از منبری ها و روضه خوانهای قدیم.

ما سه برادریم که پدرم نام برادر بزرگم راحسین و من را حسن و برادر کوچکتر را که اون هم  مداح هست را منصور گذاشت.

 

2. چندسال است مداحی میکنید و اولین اجراتون کجا و با چه نوحه ای بوده؟

حقیر حدود چهل و دوسال هست که افتخار ذاکری دارم و اولین نوحه ای که در زمان نوجوانی اجرا کردم، نوحه این دل تنگم عقده ها دارد/گوییا میل کربلا دارد، بود بود که با اهنگ سنتی خوانده میشد.

 

3. توضیح مختصری در مورد مراسم عزاداری در بوشهر بدید.

مراسم سنتی بوشهری که قدمت دیرینه ای دارد، که معمولا چهار نوحه دو ضرب و یک واحد خوانده میشود که به صلاح دید نوحه خوان، ریتم بعد واحد، چاوش و نوحه دو سنگ را به ان اضافه میکند که دارای اشعاری قوی و اهنگ های پیچیده ای هستند که هرکدام از واحدها، نوحه ها، اهنگ و اشعار مربوط به خود را دارند و تکراری نیستند و خود، شناسنامه دار هستند که اگر با اصل اهنگ و رعایت نکات فنی در این مهم دیده شود و صلاح دید کبریای بزرگ و لطف ال طاها باشد، یقینا در دل مستمع هیجان معنوی بوجود میاورد.

 

4. بهترین و بدترین خاطره تون از مداحی چیه؟

اجراهای مداحی همه خاطرات معنوی هستند که مستمع یا مداح غرق در اشک و سوز و اه میشود و خود را در مجلس و جایگاه ماتم سرای اهل بیت (علیهم السلام) پیدا میکند.

اما شاید مداح، مضطرب و نگرانی داشته باشد، نه خاطره بد.

حقیر از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس میباشم.

 روزی اماده باش خورده بود و قبلا با فرماندهی هماهنگ کرده بودم که در دعای کمیلِ همرزمم که شهید شده بود، در شهرستان شرکت کنم .

البته بعدا متوجه شدم که خانواده شهید سخت منتظر حضور بنده بودند. ان زمان مشکل ایاب و ذهاب و تلفن همراه وجود داشت، از طرفی هم اماده باش.

شهید را دفن کرده بودند و شب جمعه فرا رسیده بود کل محل یه جورایی منتظر حقیر جهت اجرای دعا بودند. منم باید از منطقه جنگی با ان کمبود وسیله زمان جنگ، تکه تکه با ماشین ها خود را به اجرای دعای کمیل میرساندم.

از انجایی که شب شده بود، با تأخیر به درب منزل شهید رسیدم که دیدم دعا در حال اتمام هست و فرازهای اخر دعا خوانده میشد. دلشوره و نگرانی عجیبی بهم دست داد که چه کنم چقدر زحمت کشیدم اخر نرسیدم.

دیگر دعا هم پایان پزیرفت دیگر متوجه نشدم که چه شد. فقط تا به خود امدم، بچه های محل و خانواده شهید، هیئت محل، بچه های بنیاد شهید و رفقا، همه دور حقیر را گرفته اند و منم در حال مداحی و سینه زنی در وصف شهید هستم که جو مجلس کلا عوض شد و با همان لباس بسیجی و پوتین هایی که به احترام شهید در بغل گرفته بودم به جبهه باز گشتم.

 

5. نام استادان خود رو ذکر کنید.

در جبهه با همسنگرانم جهت مداحی پیشرفت خوبی داشتم.

ولی زحمات این حقیر گردن مرحوم استاد شادروان یوسف یوسفیه بود که حقیر را در مکتب خانه حسینی(ع) برای مداحی، پرورش داد. روحش شاد

 

6. چطور تمرین کردید تا به این صدای زیبا دست یافتید؟

فکر کنم باید غافل نشویم و مرتب از خداوند تبارک و تعالی بخواهیم که لطف بی بی زهرا(س) شامل حالمان شود و نمک مجلس عزیزش را درون سفره مجلس بپاشد که این مهم، مکمل زیبایی مجلس ال طاها میشود.

 

7. به نظر شما اجرای کدوم نوحه تا به حال سخت تر از بقیه نوحه ها بوده و اصلا سخت ترین نوحه بوشهری کدوم نوحه ست از نظر اجرا؟

اگر لطف شامل شود سختیها اسان میشوند. اگر در وصف پیاده کردن نوحه های بوشهری نظرتان هست، پیچیدگی اهنگ در بعضی نوحه ها زیاد وجود دارد ولی در کار نوگرایی.

موقعی که خواستم نوحه واحدی را برای اولین بار پیاده کنم و بعضی نکات طبق خواسته شاعر و اهنگ ساز باید در ان کاشته میشد و ان نکات، نوگرایی، پیچیدگی اهنگ واحد، ضرب کار و رعایت ملودی سنتی در قالب دشتی، همزمان باید دوبیتی دشتی از همان مصراع ها در قالب مرثیه در نوحه واحد پیاده میشد که کار سختی بود ولی به لطف خدا پیاده شد و مورد اسقبال عزاداران حسینی واقع گردید.

 

8. به مداحان جوان و تازه کار چه توصیه ای دارید؟

پیگیری کار

مطالعه

اخلاص

علاقه

 

9. نظر شما درباره وبلاگ پوریا مهدوی مقدم چیه؟

برام خیلی جالب بود وقتی با اندیشه و علاقه جوانی بنام اقای مهدوی عزیز اشنا شدم که از استان ما نیست ولی چقدر علاقه مند و پیگیر نوحه های بوشهریه که حتی متوجه اشعار غلیظ بوشهری گاها با گویش های سنتی هم میشه و اجرا میکنه.

این همان لطفی است که عرض کردم.

 

10. حرف آخر؟

از افتخارات زندگی مداحی ام این بود که بتوانم لحظه ای از عشق و عطش  مداحی را در کنار شما باشم. از شما برادر بزرگوار جناب مهدوی عزیز ممنونم که بانی خیر شدید تا صدای ذاکری حققیر را به ان سوی استان معرفی نمایید.

در پایان از کسانی که این مصاحبه را مطالعه میفرمایند، عاجزانه خواستارم که دعا بفرمایند مراسمات مداحی مورد قبول درگاه حق و ائمه اطهار(علیهم السلام) واقع گردد.

الحقیر توزی

  • پوریا مهدوی مقدم
۳۱
شهریور
۹۷

متن نوحه غنچه خورشید

 از مصطفی گراشی



بـانـگ آمـد کـه زنــو  وقـت سـفر نـزدیــک  اسـت

شـام هجران سپری گشت و سحر نزدیک است


زیـنـب ای   قـافــله   ســـالار   اســیـــران   بـــلا

پــیـک خـونـیـن جـگــر ای دخــت عـلی و زهــــرا


آه  زان   لـحـظـه غـمـبـار کـــه چــشمــانـت دیـد

از کـمــر شـمــر لــعـیــن  از ره کــیـن تـیغ کشید


بـعـد  از  آن  قــافـــلـه  بــنـد  و  اســــارت  آمــد

ســیـلی و  خــــار  مـغـیـلان  و  شــقــاوت  آمــد


روی نی غـنـچـه هـفـتـاد  و دو خـورشید شکفت

زیـنـب   غـمــزده   را   مــایـــه   امیــد   شـکفت


وای   از   جــور  و  جـسـارت  بـه  لـب و دندانش

کـوفی و سـیلی  و  هـمـراهی بـــا  مـهـمـانـش


کـــربـلا شـــد چـــو حـــرا زیـنـب دلـــسوختــه را

صـبـــر    در    مـکـتـب    آزادگی   آمـوخــتـه   را


شـــد چـــو نــــازل بـــه دلش سوره آلام حسین

در بــیـــان آمـــده پــیـــغــمبــر پـیـغـــام حــسین


زیـــن ســبـب کـعـبه دلســوخـتـگـان کــــرد بـنــا

کــعبـه اش   نــام  نـهـادنــد  ز غـــــم ، کــربـبـلا


زیـنـب ای   تــرجـمه ای  از  غـزل   صـبر   خـــدا

وی   تــــو   شــیـرازه  دیـــوان   خــط   کــربـبــلا


خـطـبه خــــوان در سـفـر و بــارگــه ظـلـم یــزیـد

بـربـنـد   ز   نــــــو   مـــوعــد   دیـــــدار   رســید


بــانـگ زن هـمسفــران مـوسم هجران طی شد

فـصـل وصـــل آمـــد و  انــدوه اسـیـران طی شـد


گــو  کـــه  آن  کـعـبـه  مـقـصـود  نـمـایــان  آمــد

شـکــرلله کـــه شــب هــجــر بـــه پـــایــــان آمـد


بـــوی  آلالــه   از  آن  مــلـــک  پــریـشـان  آیـــد

بـخــدا بـــوی حـــسین اســت کــه بــر جـان آیـد


عـطـر عـبـاس و عـلی اکـبـر و قــاسـم به مشام

آیــــد   از   کــربـبـلا   بــدرقــه  مـــا  تــا  شـــام


مـــژده ای چــلــه نــشـیـنـان بــلاکــش کـــز دور

شـــد پــدیــدار  زنــو  آتـــش  ســـیـنـای حـــضور


بـــاز مــائـیـــم و هـمــان دشت لـبـالب ز حسین

گــریـــه و نـــالـــه و دلــتـنـگی زیـنــب ز حـسین


بــاز مــائـیـم و بـیـابـــانــی پـــر از حـــزن و  بـــلا

دشـــت   تــفــدیـده   تــف   بــادیـــه   کـــربـبـلا


بـــاز گــــو قـــصــه انـــدوه اســارت  تـــا  شــــام

گـــو کــه افــزون شـــد از این درد، شکوه اسلام


خــون و جــانـبـازی و هــجـــران و اسـارت بـا هم

جـــان بـــه دیـــن داد و فـــرو ریـخـته بنیاد سـتم


بـــه حــســیــن و حــســن  و قــلـب حزین زینب

مـنـتـقـم  را  فــرجی  بــهـر  ظـهــورش  یــــا رب


« موجی » از آل عـلی تــوشــه راهی بــــرگــیـر

پـشــت بـنـیـاد الــهی تـــو پــنــاهی بـــر گـــیـــر


غنچه خورشید

شعر: محمود موجی

آهنگ: مرحوم عبدالحسین خرمایی

نوحه‌خوان: حاج مصطفی گراشی


دانلود با نوای مصطفی گراشی(نیاز به فایل صوتی)

  • پوریا مهدوی مقدم
۳۱
شهریور
۹۷

متن نوحه بانگ آمد کای اسیران

 از ایمان میرشکاری



بانگ آمد کای اسیران این زمان آزاده‌اید

رهنمایی بر شما بنهاده گر آماده‌اید


شد مهیا محمل زرین که تا راهی شوید

با بشیر رهنما تا یثرب همراهی شوید


ناگهان فریادها زد زینب دلسوخته

بر جمیع قاصبان با چهره‌ای افروخته


ما عزاداران یاران به خون آغشته‌ایم

زین جهان عمری‌ست یکسر دست و دل را شسته‌ایم


محمل ما را سیه پوشید با حزن و عزا

در عزای نوجوانان شهید کربلا


در درون سینه‌ام اندوه و داغ اکبر است

از فراق روی اکبر خاک ماتم بر سر است


نور چشمم رفته راه خانه را گم کرده‌ام

جامه‌ای خونین از او همراه خود آورده‌ام


جامه بوی مهربانی حسینم می‌دهد

بوی ایام وصال نور عینم می‌دهد


تا قیامت غنچه‌های داغ در باغ دلم

شعله‌ور کرده‌ست این اندوه صحن محملم


آن که حتی یک نفس نگذاشت تنها زینبش

این دل غمدیده بر نی بود با تاب و تبش


ره به ره منزل به منزل بود با من در سفر

من به پای خسته او بر نیزه‌ها با پای سر


صوت قرآنش تسلی‌بخش محراب دلم

هر نفس نور نگاهش بود بر آن محملم


در مدینه گریه‌ها بر قبر پیغمبر کنم

شکوه از بدعهدی آن امت کافر کنم


بر مزار مادرم اندوه دل واگو کنم

دردهایم را یکایک بازگو با او کنم


روز عاشورا حسین عباس و اکبر داده‌ام

واندر آن یک روز پر غم شش برادر داده‌ام


یاد باد آن روزهای همرهی با همرهان

از جوانان یاد باد آن همرهان مهربان


کربلا تکمیل با خون جگر بنموده‌ام

تا قیامت نهضتت را پر اثر بنموده‌ام


ظالمان را تا ابد با صبر رسوا کرده‌ام

سینه‌های شیعیان زین شور شیدا کرده‌ام


زینبم با خون دل بنوشته‌ام پیغام تو

در دل تاریخ تا محشر نوشتم نام تو


در جهان (موجی) اگر بعد از شهیدان مانده‌ای

همچو زینب باش گر کرببلا را خوانده‌ای


شاعر: محمود موجی

آهنگ: هادی محمودی‌فرد


دانلود با نوای ایمان میرشکاری

  • پوریا مهدوی مقدم
۱۷
شهریور
۹۷

نوحه واحد در حریم

 عشق در دشت بلا



در حریم عشق در دشت بلا                                  


                                                 در میان لاله زار کربلا


     جمله یاران چون شفق سیما شدند


                           غرق در خون بی سر و بی پا شدند


     نوبت آل پیام آور رسید                                


                                     وقت میدان رفتن اکبر رسید


     گوییا یارب جهان شد کوی غم            


                             شد زمین در حلقه ی جادوی غم


   هفت بند آسمان لرزان شده                    


                                   هفت اقلیم جهان ویران شده


   ناگهان از خیمه گاه عشق و شور              


                                 شد مشعشع گوهر دریای نور


   جوشنی از رادمردی در برش                        


                                      نام کرده نیک مادر اکبرش


   چشم هایش چشمه ی خورشید بود            


                                   در نگاهش جلوه ی امید بود


   بسته بر تارک عمامه ی مصطفی                


                                     زنده کرده خاطرات مرتضی


هیبتش چونان علی در اقتدار            


                         بوسه می زد بر دودستش ذوالفقار


برنشسته بر براقی تیز تک                      


                                 تا کند این خاک را رَشک ملک


داشت آنک شعله ی عزمش شتاب    


                           زین سبب جا کرده بر پشت عقاب


دید مولا چون جوان خویش را                


                             راهی میدان چو جان خویش را


   دید چون لب تشنه ی جان تشنه را            


                                 می رود در ازدحام دشنه ها


می رود در کام دشنه اکبرش                        


                                     مانده بر در دیدگان مادرش


   یک نظر بر عالم بالا فکند                      


                                 یک نظر بر آن قد و بالا فکند


   در نگاه یادگار مصطفی                          


                             زنده شد تفسیر الله الصطفی


دید رو در رو شکوه حیدری                              


                                       یادگار شوکت پیغمبری


دید می جوشد به رگ هایش یقین    


                    گشته بی طاقت به قصد خصم دین


دید چون اکبر پدر را بی قرار                    


                           درد دین افکنده در جانش شرار


اذن میدان خواست از سالار دین              


                             تا کند پاک از ستم روی زمین


زان سپس بوسید دست باب را            


                           دست آن خورشید عالم تاب را


جان به پای حضرت مولا نهاد                    


                                 پا به راه شرح اعطینا نهاد


   رفت و در انبوه خنجر شد نهان          


                     حیدری هیبت به میدان شد عیان


تیغ زد تا کفر را بی جان کند                            


                                 نعره زد تا معنی قرآن کند


تیغ زد تا آدمی احیا   شود                            


                             چهره ی آلودگان رسوا شود


هان علی بود آن که اکبر نام داشت  


                   صورتی خورشید احمد فام داشت


   ناگهان خاکم به سر در خون فتاد            


                       غرق ماتم در غمش گردون فتاد


تشنه لب جان داد بر احیای دین    


                           تا بنوشد جام ختم امرسلین            


شمع تن در راه حق خاموش کرد            


                           جام از دست پیمبر نوش کرد


شعر از: سید محمد هاشمی

آهنگ: مرحوم عبدالحسین خرمایی


دانلود کلیپ تصویری با نوای مهدی آخوندزاده

  • پوریا مهدوی مقدم
۱۷
شهریور
۹۷

نوحه ای شیعه به سر زن با ناله و غم



ای  شــیـعه  بــر  سـر  زن بـا ناله و غم(2)

گـــویـــا   هـــویـدا   شــد   مــــاه  مــحـرم

زیـــن مــاتـم عـظمی برسر و بر سینه زنان

جـمله ی  عـزاداران  یـاران  از  ایــــن غــــم

مـا عـزاداران با چشم گریان یاران از این غم(2)


گـفتا  بـکن  رحـمی  ای شــمـر  کـافـر (2)

تــــا   بـبـنـدم   چـــشـم  زاده ی   حــــیدر

زین جور و جفا به فغان شد گیسو پریشان

بــا نــالــه   و   افــغـان   زهـــرای   اطـــهـر

ما عزاداران با چشم گریان یاران از این غم(2)


شـب هــا نـخـفتم مــن ای جــان مـــادر(2)

رنـــج  هــا   کــشــیدم   شــبــه   پــیــمبر

از هـــر چـــه تـــرســیدم ای نــوجــوان مـن

ای    نـــامـراد     مــن     آخـــر    رســیدم

ما عزاداران با چشم گریان یاران از این غم(2)


********************


شعر اصلاح شده:


ای  شــیـعه  بــر  سـر  زن بـا ناله و غم(2)

گـــویـــا   هـــویـدا   شــد   مــــاه  مــحـرم

زیـــن مــاتـم عـظمی برسر و بر سینه زنان

جـمله ی  عـزاداران  یـاران  از  ایــــن غــــم

ما عـزاداران بـا چـشم گـریـان انـدرین ماتم(2)


آیــنـه هـای  عـشـق  در خـون تـپـیـدنـد(2)

ایــن عـارفـان مـی  را  در  خــون  چـشـیـدند

تـــا جــان بـر افـروزد عـشق و  وفـا  آمـوزد

روح  سـتـمگـر  سـوزد  از  خـــود   بـــریــدنـد

ما عـزاداران بـا چـشم گـریـان انـدرین ماتم(2)


بـهـر بـقـای  دیــن  از خــود گـذشـتـنــد(2)

چـشـم  از  هـمــه  غـیــر  از  الله بـبـسـتند

رسـتـنـد  و  پـیـوسـتند  راه تجاهل بستند

پـشـت  هـوا  بـشـکـستـند در سینه هستند

ما عـزاداران بـا چـشم گـریـان انـدرین ماتم(2)


شعر منتسب به: شادروان ناخدا عباس دریانورد

و

بازسازی توسط: محمدحسین گرگین


دانلود با نوای مصطفی گراشی

  • پوریا مهدوی مقدم
۱۷
شهریور
۹۷

نوحه سقای حسین ابن علی

 گردیده روان ای شیعیان



سقای حسین ابن علی گردیده روان، ای شیعیان

تا که رساند آبی به لب تشنه‌لبان، ای شیعیان

از تیغ بیداد و جفا، غرق به خون در کرببلا


دیده‌ی زینب از بهر برادر به در است، منتظر است

خیمه به خیمه مضطرب و آسیمه سر است، خون جگر است

از تیغ بیداد و جفا، غرق به خون در کرببلا


تا که فتاده‌ست زین به زمین آن کوی وفا، اوج صفا

زین بار بلا گشته به پا اندوه و عزا، در دوسرا

از تیغ بیداد و جفا، غرق به خون در کرببلا


شعر از: استاد محمود موجی

آهنگ: هادی محمودی فرد


دانلود با نوای ایمان میرشکاری

  • پوریا مهدوی مقدم
۱۷
شهریور
۹۷

نوحه می‌رسد از علقمه



می رسد از علقمه در میان همهمه

غرق خون و بر لبانش ذکر ادرک فاطمه


از یسار و از یمین در حصار آن دل غمین

لیک دارد دشمن از آن پور حیدر واهمه

غرق خون و بر لبانش ذکر ادرک فاطمه


اشک ریزان چشم مشک، بارش باران اشک

بر سرش شمشیر و تیر و خنجر و طعن قمه

غرق خون و بر لبانش ذکر ادرک فاطمه


کودکان چشم انتظار تشنه با حال نزار

ساقی دشت بلا شرم دارد بی شمار

گویی دارد آرزو عمرش پذیرد خاتمه


"موجی" در بحر الم، در میان موج غم

اشکریزان بر زبانش نوحه دارد زمزمه

غرق خون و بر لبانش ذکر ادرک فاطمه


شعر از استاد محمود موجی


دانلود با نوای عباس محمدی باغملایی

  • پوریا مهدوی مقدم
۱۷
شهریور
۹۷

نوحه به دشت کربلا لیلای محزون


بخشو


به دشت کربلا لیلای محزون بگفتا با صد افغان

علی اکبر جوان تاجدارم، دمی کن ترک میدان

بیا ای ماه کنعان، مرو در چنگ گرگان، دل لیلا مسوزان


گلی از گلشن وصلت نچیدم، جوان نا امیدم

به جای خلعت دامادی تو، کفن بهرت بریدم

بیا ای ماه کنعان، مرو در چنگ گرگان، دل لیلا مسوزان


گل نشکفته ام رو در خزانی، اسیر کوفیانی

روی ناکام علی زین دارفانی، نخواهم زندگانی

بیا ای ماه کنعان، مرو در چنگ گرگان، دل لیلا مسوزان


نظر بنما به حال زار زینب و این عترت طاها

ترحم کن دمی بر حال لیلا، مه یثرب و بطحا

بیا ای ماه کنعان، مرو در چنگ گرگان، دل لیلا مسوزان


نشین گویم سکینه تا بیارد، برایت مشک و عنبر


زند شانه به گیسوی تو زینب، گلاب از دیده ی تر

بیا ای ماه کنعان، مرو در چنگ گرگان، دل لیلا مسوزان


گمانم از دل لیلای محزون، خبر هرگز نداری

«شریفیان» چرا از بهر اکبر، ز دیده خون نباری

بیا ای ماه کنعان، مرو در چنگ گرگان، دل لیلا مسوزان


شعر از: مرحوم محمد شریفیان


دانلود با نوای مرحوم بخشو

  • پوریا مهدوی مقدم
۰۴
آبان
۹۶

متن نوحه ای شیعه مگر از نو

 شب اربعین آمد


سینه زنی بوشهری


ای شیعه مگر از نو شب اربعین آمد

در کرببلا وارد زینب حزین آمد


ای شاه غضنفرفر در کرببلا بنگر

بین کشته جوانانت هم قاسم و هم اکبر


یکطرف علی اکبر یکطرف علی اصغر

آن یکی  گلوپاره دیگری شده بی سر


لیلا با فغان گفتا بر قبر علی اکبر

آخر نچیدم حجله عیش تو ای سرور


شاها به حق اکبر یک لحظه بر ما بنگر

ما جمله عزاداریم از بهر تو ای سرور


امید شفاعت را دارند از تو ای سرور

شیعیان و یارانت جملکی همه یکسر


دانلود

  • پوریا مهدوی مقدم
۰۴
آبان
۹۶

متن نوحه شیعیان اربعین است

 گریان روح‌الامین است


سینه زنی سنتی جنوبی


شیعیان اربعین است گریان روح الامین است

زینب نالان با چشم گریان سر قبر شهیدان


زینب بود در افغان قبر شهیدان

زینب نالان با چشم گریان سر قبر شهیدان


لیلا شیون کنان است از بهر نوجوان است

زینب نالان با چشم گریان سر قبر شهیدان


دانلود

  • پوریا مهدوی مقدم
۰۴
آبان
۹۶

متن نوحه به دشت کربلا لیلای محزون

 از مرحوم محمد شریفیان با نوای بخشو



به دشت کربلا لیلای محزون بگفتا با صد افغان

علی اکبر جوان تاجدارم دمی کن ترک میدان

بیا ای ماه کنعان مرو در چنگ گرگان دل لیلا مسوزان


گلی از گلشن وصلت نچیدم جوان نا امیدم

به جای خلعت دامادی تو کفن بهرت بریدم

بیا ای ماه کنعان مرو در چنگ گرگان دل لیلا مسوزان


گل نشکفته ام رو در خزانی اسیر کوفیانی

روی ناکام علی زین دارفانی نخواهم زندگانی

بیا ای ماه کنعان مرو در چنگ گرگان دل لیلا مسوزان


نظر بنما به حال زار زینب و این عترت طاها

ترحم کن دمی بر حال لیلا مه یثرب و بطحا

بیا ای ماه کنعان مرو در چنگ گرگان دل لیلا مسوزان


نشین گویم سکینه تا بیارد برایت مشک و عنبر

زند شانه به گیسوی تو زینب گلاب از دیده ی تر

بیا ای ماه کنعان مرو در چنگ گرگان دل لیلا مسوزان


گمانم از دل لیلای محزون خبر هرگز نداری

«شریفیان» چرا از بهر اکبر ز دیده خون نباری

بیا ای ماه کنعان مرو در چنگ گرگان دل لیلا مسوزان


دانلود با نوای بخشو

  • پوریا مهدوی مقدم
۰۴
آبان
۹۶

متن نوحه شد اربعین شه دین

 از مرحوم بخشو



شد اربعین شه دین، زینب دلخون و حزین، با اهل بیت بی نوا، آمد به دشت کربلا  

شیون به پا شد، افغان و آه شد، وقت عزا شد

**************

زینب به صد آه و فغان، بر قبر شاه انس و جان، گفتا خزان شد گلسِتان، بعد عزیزان جهان

شیون به پا شد، افغان و آه شد، وقت عزا شد

**************

لیلای زار خون جگر، بر قبر اکبر زد به سر، کامی ندیدی زین سفر، رفتی شدم من خون جگر

شیون به پا شد، افغان و آه شد، وقت عزا شد


دانود با نوای بخشو

  • پوریا مهدوی مقدم
۰۴
آبان
۹۶

متن نوحه شد اربعین شه دین

 از مرحوم محمد شریفیان



شد اربعین شه دین برگشته از شام خراب

زینب با لیلای حزین با ام کلثوم و رباب

با دل پر حسرت و افغان بر سر قبر شه خوبان

***********************

زینب سر قبر حسین گفتا تو آن عزیزی

کز دخترت سکینه شد خواهش کنیزی

با دل پر حسرت و افغان بر سر قبر شه خوبان

***********************

سکینه گفتا به فغان بر قبر عباس جوان

کی سقای تشنه لبان شد پیکرت غرق به خون

با دل پر حسرت و افغان بر سر قبر شه خوبان

***********************

شیعیان شد شوری عیان در حرم سلطان جهان

کز ناله‌ی غمزدگان جن و ملک شد گریه‌کنان

با دل پر حسرت و افغان بر سر قبر شه خوبان

***********************

"شریفی" کن شوری به پا با دل پر حسرت به نوا

قلبت بفرست کرببلا از دیده خون گریه نما

با دل پر حسرت و افغان بر سر قبر شه خوبان


دانلود با نوای مرحوم علی دشتی

  • پوریا مهدوی مقدم
۱۲
شهریور
۹۶

متن نوحه پیش واحد

 ماه محرم آمده است



ماه محرم آمده است، ماتم اعظم آمده است

شیعه عزا کن، شور و نوا کن، واویلا واویلا


شیون و شین است در دوسرا، از غم عشاقان خدا

از این مصیبت، شد تا قیامت، واویلا واویلا


در دشت بلا آمده‌ای، با حسن و حسین ابن علی

آماده به جانبازی شده‌اند، ایجاد سرافرازی شده‌اند

آن شیر مردان، حافظ قرآن، رفتند به میدان، در جنگ عدوان

واویلا واویلا


فایل ویدئویی با صدای حسن توزی

  • پوریا مهدوی مقدم
۱۶
خرداد
۹۶
متن نوحه واحد ایها الناس بگویم به شما
 از زنده‌یاد بخشو

بخشو

از مرحوم غلامرضا اصلاح پذیر
 ایهاالناس بگویم به شما از ستم و جور و جفای پسر ملجم کافر
 که ز شمشیر به محراب نماز کرد دو جا تارک مولای جهان حضرت حیدر
 اثر تیغ پر از زهر به محراب بیفتاد و بشد غرقِ  به خون آن ولی حضرت داور
 چون بخورد ضربت کین سرور دین حیدر صفدر هم وزیر و وصی ابن عم ختم رسول شافع محشر
 جبرئیل در وسط ارض و سماء گشت پریشان و به افغان به جهان کرده خبر از غم قتل شه دین ساقی کوثر
 که بشد خاک عزا بر سر افلاک همه جن و بشر از غم و اندوه و الم تا صف محشر
 حسنین در غم و اندوه و پریشان ز قتل شه مردان پدر جمله یتیمان که به انگشت بیفکند در از قلعه خیبر
 باد و صد ناله و غم رو به سوی مسجد و محراب نهادند چون شدند جانب محراب بدیدند که به خون گشته خضاب چهره ی  گلگون پدر از اثر تیغ پر از زهر
 و آن در آن دم تن مجروح پدر  با دل پر خون بگرفتند و شدند جانب خانه بسوی زینب مضطر
 چون بدید زینب محزون غرق خون باب یتیمان سر کشید ناله و افغان دید گردیده دو جا فرق علی ساقی کوثر
 جامه صبر قبا کرد و به بر رخت عزا کرد و به سر خاک سیاه کرد و بگفتا به فدای سر پر خون تو ای سید و سرور
 شه بی غسل و کفن یعنی حسین بر بالین پدر خاک بسر چاک گر بیان ، بگفتا که ایا سید سرور من چه سان صبر کنم در غم مرگ تو ایا ساقی کوثر

  • پوریا مهدوی مقدم
۱۶
خرداد
۹۶

متن پیش واحد شام عزا شد از حاج مصطفی گراشی



»  نوحه : هجر مولا

» مداح  : حاج مصطفی گراشی

» آهنگ : مصطفی اکابریان

» شاعر : محمود موجی

»  تاریخ : 3/5/1391


شام عزا شد از هجر مولا (2)             

                                                       شور و نوا شد از هجر مولا

                           تارک مولای جهان از کینه جدا شد


                                             * * * * * *

عرش الهی امشب حزین است (2)   

                                               زینب محزون دلخون غمین است

                   کشته ز کین سرور دین چون شیر خدا شد


                                             * * * * * *

زینب و کلثوم سر در گریبان (2)

                                                       هم حسنینند با دیدۀ گریان

                      عرش برین زار و حزین از جور و جفا شد


                                             * * * * * *

از جور سقیفه از کینۀ خندق (2)

                                                  روح علی شد با فاطمه ملحق

                     حزن و عزا شور و نوا در هر دوسرا شد


                                             * * * * * *

جملۀ یاران با آه و زاری (2)

                                                   با جمله ملائک در غمگساری

                 "موجی" غمین زار و حزین در نای و نوا شد


دانلود فایل صوتی با نوای گراشی

  • پوریا مهدوی مقدم
۱۹
فروردين
۹۶

متن نوحه پیش واحد ز جوانان یادی کن

از ایمان میرشکاری


ایمان میرشکاری


شعر و آهنگ: استاد محمد فتوت


ز جوانان یادی کن، ز شهیدان یادی کن

و ز خوبان یادی کن، یادی کن


یاد کن از خدمتکاران، یاد کن از رزم یاران

یاد کن از سنگردداران، یاد کن


یاد کن از مردان مرد، رهروان و رهنورد

یاد کن از میدان نبرد، یاد کن


دل زین دنیا بریدند، حماسه آفریدند

در خاک و خون آرمیدند، یادی کن


(فتوت) همچو باران، ببار تو اشک هجران

سخت است فراق یاران، یادی کن


دانلود با نوای ایمان میرشکاری

  • پوریا مهدوی مقدم
۲۶
بهمن
۹۵

متن نوحه غمدیدگان از ایمان میرشکاری



غمدیدگان

نوحه‌خوان: ایمان میرشکاری

شاعر: محمود موجی

آهنگساز: هادی محمودی‌فرد


غمدیدگان هنگامه اندوه جانفرسا شده

کون و مکان یکسر عزا از هجرت زهرا شده


دیگر نیاید ناله‌ی زهرا ز بهر مصطفی

چون شام وصل فاطمه با حضرت طه شده


فریاد و افغان از دل مولا علی زین ماجرا

فارغ قرار مرتضی از محنت دنیا شده


شیون کنان بر سر زنان زینب زبهر مام خود

افتاده در گرداب غم زین ماتم عظمی شده


گریان حسین است و حسن ذرات هستی در محن

حول قیامت گوئیا زین واقعه معنا شده


بشکست حریم حرمت اهل نبی بعد از نبی

بنگر که بعد از مصطفی امت چه بی پروا شده


زد دست فتنه شعله بر کاشانه‌ی وحی خدا 

بین در و دیوار و نار آن لاله حمرا شده


دیوار تکیه گاه او در روزهای واپسین

گو در جوانی پیر آن دردانه‌ی طه شده


یارب چه صبر و طاقتی دادی به آن خیبر گشا

چون نیلی از سیلی رخ مظلومه‌ی مولا شده


جان زمین و آسمان شد شعله ور زین سوز غم

چون بر مزار مخفی اش لب های مولا وا شده


زهرای من بار دگر با من سخن آغاز کن

زینب تو را خواهد زمن چشمش زخون دریا شده


بر سر زنید ای شیعیان چون شد عزای فاطمه

موجی نواخوان از الم در ماتم زهرا شده


دانلود فایل صوتی با صدای میرشکاری

  • پوریا مهدوی مقدم
۱۳
دی
۹۵

متن نوحه پیش واحد قلب بقیع

 از ایمان میرشکاری


ایمان میرشکاری


قلب بقیع

نوحه‌خوان: ایمان میرشکاری

شاعر: محمود موجی

آهنگساز: مصطفی اکابریان


شیعه ز نو شد وقت عزا

شیون و ماتم در دو سرا

چون ز فراق دخت نبی، گشته مدینه کرببلا


حضرت حیدر، فاتح خیبر، ساقی کوثر، دیده به در

در دو جهان زین ماتم هجران گشته عزا

بیت الحزن آمد ز غم زهرا به نوا


نیمه شب و تنهایی و حزن و نعش غریب یاس کبود

قلب بقیع و هستی مولا، شمس و قمر

زین غم جانکاه گشته ز ماتم زیر و زبر


بوذر و سلمان، زینب گریان، سینه پریشان، بهر بتول

هم حسنین از ماتم هجران دیده ترند

با غم و زاری دیده ی پرحسرت به درند


دانلود فایل صوتی از ایمان میرشکاری

  • پوریا مهدوی مقدم
۱۳
دی
۹۵

متن نوحه هجرت جانسوز زهرا

 از ایمان میرشکاری



واحد ایام فاطمیه

نوحه‌خوان: ایمان میرشکاری

شاعر: محمود موجی

آهنگساز: مرحوم عبدالحسین خرمایی


باز امشب غصه ها دارم به دل

غصه ای کآتش زند بر آب و گل

باز این دل داغدار فاطمه ست

وز مصیبت اشکبار فاطمه ست


باز شد شام غریبان علی

غصه شد سر در گریبان علی

از چه ظلمی بی حد و اندازه را

کرده اند بر آل پیغمبر روا


از ستم زهرای اطهر کشته اند

نور چشمان پیمبر کشته اند

گر زبان بگشاید آن دیوار و در

بازگوید شرح ظلم بیشتر


کربلا را پایه ریزی کرده اند

زود پیغمبرستیزی کرده اند

تازه پیغمبر ز دنیا رفته است

تازه از گردون طاها رفته است


ناگهان جوری دگر سر باز زد

ظلم بر آل نبی آغاز کرد

جای عز و حرمت کاشانه‌اش

شعله ور کردند یکسر خانه اش


بر دل مولا داغی تازه شد

عالم از آن داغ پر آوازه شد

ریسمان بر گردن حیدر زدند

شعله ها بر عز پیغمبر زدند


مرتضی امشب پریشان خاطر است

سینه ی دنیا ز غم خاکستر است

حیدر امشب سخت تنها می شود

غصه دار از هجر زهرا می شود


زار می نالد حسن زین بار غم

ناله ها دارد حسین از این ستم

اشک ریزان بهر مادر زینب است

بعد از این بی سایه ی سر زینب است


بارالها کن قبول از جمع ما

این عزاداری و این شور عزا

یک نظر زهرای اطهر چاره کن

یک نظر بر (موجی) بیچاره کن


دانلود با نوای ایمان میرشکاری

  • پوریا مهدوی مقدم
۱۰
دی
۹۵

متن نوحه چرخ گردون را عجب شور

 و فغانی امشب است

از ایمان میرشکاری



» واحد : چرخ گردون را عجب شور و فغانی امشب است

» مداح : ایمان میرشکاری

» آهنگ : هادی محمودی فر

» شاعر : محمود موجی



چرخ گردون را عجب شور و فغانی امشب است

                                   در میان سینه ها حزن عیانی امشب است

آه و واویلا که معراج رسول آغاز شد

                                                  رنج و اندوه جدایی بتول آغاز شد

گشته پایان صفر یا باز آغاز بلا

                                          همچو آغاز محرم شد جهان ماتم سرا

در سفر چون شد مهیای صفر خیرالبشر

                                     مزمحل شد قلب عالم شد جهان زیر و زبر

شد کفن جسم رسول الله و غم آغاز شد

                                     گوشه ی جانکاه ماتم پرده ی غمساز شد

دست مولا بسته شد آغاز درد حیدر است

                                            فصل تاراج حدیث و جایگاه منبر است

روی زهرا نیلی از سیلی شود ای شیعیان

                                  قلب عالم زین مصیبت می شود بیت الحزان

از دو ماتم شیعیان عالم سیه دارد به تن

                                 هم ز داغ مصطفی هم هجر جانسوز حسن

آه کز ماتم حسین اینک سیه پوشیده است

                                 راحت جانش حسن زهر ستم نوشیده است

بعد زهرا و علی گشته است ستم سهم حسن

                                           جام زهر کین و خون دل به پهنای لگن

شیعه از نامردمی دردی فزون دارد به دل

                                        از ستم اندوه و اقیانوس خون دارد به دل

بانگ ماتم باز هم می آید از اقلیم توس

                            شد مکدر شمس در از غربت شمس الشموس

گفت سلطان خراسان با نوایی دل حزین

                                         برده از این پیکرم تاب و توان را زهر کین

هرم تب افتاده بر تن جسم و جانم آتشین

                                                 تب به یادم آورد اندوه زین العابدین

تب عطش بر کام من آورده رب العالمین

                                 وین دلم را تشنگی برده است تا کام حسین

بر پیامم را مدینه ای صبای غم نهاد

                                                  بلکه بهر آخرین دیدار من آید جواد

من در این غربت پریشان خاطر و بی یاورم

                                        سخت دلتنگ لقای مهر و لطف خواهرم

خواهر دل خسته ام محزون دیدار من است

                                     اشک ریزان بهر دیدار و دل افکار من است

بارالها کن قبول از این عزاداران عزا

                                    هدیه شان کن باقیات و صالحات اش درجزا

وآن ظهور یوسف گمگشته را آسان نما

                                        چشم عالم را به دیدار رخش مهمان نما

شکر ایزد روزی موجی عطا شد بیت بیت

                                          ناله و در یوزگی ها در سرای اهل بیت


دانلود با نوای ایمان میرشکاری

  • پوریا مهدوی مقدم
۲۹
آذر
۹۵

متن نوحه تاراج خزان از حاج مصطفی گراشی



» واحد : تاراج خزان

» مداح : حاج مصطفی گراشی

» آهنگ : سعید فرهی

» شاعر : محمود موجی

» تاریخ : 


آید از طوس غریبانه نوای دگری

                                                 در گلو پیک غم آورده عزای دگری

باز طوفان بلا خیز خبر آورده

                                                     باغ غربت چه غریبانه ثمر آورده

موسم هجرت و اندوه رضا آمده است

                                      زین سبب شاه خراسان به نوا آمده است

که من از شهر مدینه زجفا دور شدم

                                         وز ستم ساکن در غربت و مهجور شدم

از وطن وز حرم خویش جدا گردیدم

                                                   عازم طوس پر اندوه و بلا گردیدم

یا محمد بنگر یک نظر ای فخر جهان

                                             که چه کردند به اولاد تو آن بی خبران

در صفر سینه ما غمزده بود از سفرت

                                            موسم هجرت جانسوز تو بود و خبرت

سینه از رحلت جانسوز و فراقت خون بود

                                      وز غمت کون و مکان غمزده و محزون بود

رفتی وغصه پیمان شکنان داشته ای

                                      بیم تاراج خزان زآن چه که خود کاشته ای

غصه غارت بی وقفه منبر بودت

                                                    ماتم فاطمه و محنت حیدر بودت

سوخت بعد از تو از آن آتش بیداد و ستم

                                              خانه فاطمه در غارت و فریاد و ستم

صورت نیلی زهرا سند آن محن است

                                            بعد تو جایگه فاطمه بیت الحزن است

بعد تو فاطمه را قوم ستمگر کشتند

                                          هم زبیداد و ستم ساقی کوثر کشتند

امشب ای جد گرانمایه غمین جان وتن است

                                            داغ اندوه دل غرق بخون حسن است

مجتبی یاد تو و داغ تو دلخونم کرد

                                        غربت و بیکسی ات غمزده محزونم کرد

داستان تو و آن تشت لبالب از خون

                                                 کرده تا روز جزا سینه ما را محزون

مجتبی همچو تو من نیز جگر سوخته ام

                                               در تب و تاب غریبانه من افروخته ام

آتش افکنده به جان و تن من زهر ستم

                                          یاوری نیست در این واقعه از اهل حرم

هر نفس شهر نبی غمزده یادم آید

                                                 دیده بر در شده ام بلکه جوادم آید

بارالها بحق صورت نیلی بتول

                                               کن عزاداری ما غمزدگان را تو قبول

فرج شمس فروزنده تو آسان گردان

                                            روشن از نور رخش عالم امکان گردان

"موجی" غمزده امید شفاعت دارد

                                        زین جهت از قلمش غصه و غم می بارد


  • پوریا مهدوی مقدم
۰۹
آبان
۹۵

متن نوحه شاه شهیدان گفتا

 به عباس دلاور

از حاج مصطفی گراشی



شاه شهیدان گفتا به عباس دلاور

میر سپاه لشکرم فرزند حیدر

جان برادر این جا باید سر را فدا کرد

از خون مان رنگین زمین کربلا کرد

*******************

اهل و عیال بی یار من در این  بیابان

باید اسیر کوفیان بی حیا کرد

*******************

مقصد من چون احیای این دین شریف است

چهره ز خون رنگین سازم سر را فدا کرد

*******************

گر می خورد سیلی سکینه در ره شام

زینب غم دیده باید صبر ها  کرد

*******************

اکبر و اصغر  و قاسم و جعفر یک دانه

از که و من قربانی راه خدا کرد


دانلود با نوای حاج مصطفی گراشی

  • پوریا مهدوی مقدم
۰۱
آبان
۹۵

متن نوحه لبیک اللهم لبیک از امیر گوهرشناس

شاعر و آهنگساز: امیر گوهرشناس



لبیک اللهم لبیک، لبیک لا شریک لک لبیک

ان الحمد والنعمت لک والملک لا شریک لک

مسلمانان جهان، بزنید بر سر، در عزای، مصطفی سرور

از سوی حق آمد ندا، بهر محمد مصطفی

شد وصیش بر مسلمین، مولا علی  شیر خدا

سفر حجة‌الوداع، وداع از ما سوی خدا

کشیده پر سوی خدا، روح محمد مصطفی

رب جود و سخا تویی، آرامش دلها تویی، ملک امکان از آن توست، خدای بی همتا تویی

ان الحمد والنعمت لک والملک لا شریک لک

رفت با حسرت حسین، ماند حجش ناتمام

تا که کند اجرا حسین، فرمان حق فیض تمام

رفت سوی دشت کربلا، او با یاران باوفا

آماده‌ی شهادتند، از بهر دیدار خدا

رب جود و سخا تویی، آرامش دلها تویی، ملک امکان از آن توست، خدای بی همتا تویی

ان الحمد والنعمت لک والملک لا شریک لک

(گوهرشناس) شد در نوا، بهر محمد مصطفی

نالید از بهر حسین، هم حسین هم زین العبا

زینب شده ماتم نشین، در ماتم اهل ولا

جملگی بهر شیعیان، شفیع ما اهل ولا

رب جود و سخا تویی، آرامش دلها تویی، ملک امکان از آن توست، خدای بی همتا تویی

ان الحمد والنعمت لک والملک لا شریک لک


  • پوریا مهدوی مقدم
۲۶
مهر
۹۵


متن نوحه جرس قافله‌داران

 از حاج مصطفی گراشی


حاج مصطفی گراشی

باتشکر از آقای عباس محمدی باغملایی جهت یاری‌رساندن جهت صحیح نوشتن این متن در سایت



جرس قافله‌داران چه نوایی دارد


شوق دیدار و یا عزم جلایی دارد


می‌دهد مژده ز نو موسم دیدار آمد


به مشامم ز جنان بوی خوش یار آمد


گو به زینب که تویی قافله سالار زنان


قد علم کن و اسیران تو به محمل بنشان


چاوشان گو که بخوانند نوایی ز وفا


به سرم هست هوای سفر کرببلا


گو مزین نشود محمل لیلا با زر


چون که دارد به دل او شوق وصال اکبر


اربعین آمده در سر بودم شوق وصال


گو حسین آمده زینب بنما استقبال


چون به میعادگه عشق رسیده اسرا


بگرفتند به بر مرقد پاک شهدا


شکوه از سرزنش خار مغیلان دارد


از جفاهای عدو از تو چه پنهان دارد


شکوه از کعبه نی و ناله ز مجروحی پا


قصه از شمر و سنان، خولی مرتد و دغا


عابدین آن پسر فاطمه بر ناقه سوار


غل و زنجیر به گردن، تن زار و تب دار


کنج ویرانه‌ی شامم ز جفا گشت مکان


ناز دانه گل من رفت رقیه ز جهان


گاه در تشت طلا داد مکان قوم پلید


سر فرزند پیمبر جلوی تخت یزید


بانگ لاحول ولا از لب پرخون چو شنید


خیزران را به جسارت لب و دندان بوسید


به کنیزی طلبیدند زریر زهرا


همه بنشسته ولی زینب کبری بر پا


چه ستم ها که نکردند به من این قوم پلید


گاه در کوفه مگر شام و دگر بزم یزید


به ره دین محمد ز چه پروا دارم


سرکشان بیرق اسلام چو بر پا دارم


شد رثاخوان حسین از ره اخلاص (حمید)


روز محشر نشود نزد خدایش نومید


دانلود با نوای حاج مصطفی گراشی

  • پوریا مهدوی مقدم
۲۳
مهر
۹۵

متن نوحه متاب ای ماه امشب

از حاج مصطفی گراشی



متاب ای ماه امشب، تا نبینم صبح فردا را

ببار ای اشک تا دریا کنم دامان صحرا را

بریز ای آسمان خون جای باران بر زمین امشب

که پرپر می کند فردا خزان گل های زهرا را

بگریید ای تمام اهل عالم آن چنان امشب

که با اشک خود از خجلت برون آرید سقا را

ندای ارجعی دل برده از هفتاد و دو عاشق

صدای العطش آتش زده اعماق دریا را 

وضو گیرید از خون دل خود ای بنی هاشم!

که بردارید فردا از زمین، قرآن لیلا را 

نگهدار ای سکینه! اشک های دیده ی خود را 

که در گودال خون فردا بشویی جسم بابا را

میا ای آفتابِ صبح بیرون از افق فردا

که با سوز عطش اصغر ندارد تاب گرما را

الهی مهر زندانی شود در سینه ی مشرق

که در گودالِ خونﹾ زهرا نبیند ظهر فردا را

بگردید آل یاسین سخت فردا در بیابان ها

که دریابید زیر خارها گل های طاها را

سپاه حق و باطل صف کشیدند از دو سو میثم

میان این دو صف بشناس دنیا را و عقبا را


دانلود با صدای حاج مصطفی گراشی

  • پوریا مهدوی مقدم
۱۰
مهر
۹۵

متن نوحه گفتا لیلا با دو صد غم

 از ایمان میرشکاری


ایمان میرشکاری


گفتا لیلا با دو صد غم                 کای جوان نا مرادم


جانب میدان مرو آرام جانم


جانب میدان مرو آرام جانم


قلب افگار من را میازار           روز من را مکن چون شب تار


تا قیامت از غمت در نوا و فغانم    


تا قیامت از غمت در نوا و فغانم    


شد امیدم نا امیدی            اخر از من دل بریدی 


حجله ی دامادی خود را ندیدی


حجله ی دامادی خود را ندیدی


حجله ات بندم ای ماه رخسار       روزم اکنون شده چون شب تار


تا قیامت از غمت در نوا و فغانم    


تا قیامت از غمت در نوا و فغانم


دانلود با صدای ایمان میرشکاری

  • پوریا مهدوی مقدم
۱۰
مهر
۹۵

متن نوحه واحد بوشهری شه دین ناله‌ی

 اکبر چو شنید از جا جست از مرحوم بخشو



شه دین ناله ی اکبر چو شنید از جا جست


شد سوار فرس و قبضه ی شمشیر به دست


لشکر کوفی و شامی همه در هم بشکست


آمد و بر سر بالین جوانش بنشست


گفت ای تازه جوان نور دو چشم تر من


ای به خون غرقه علی اکبر مه پیکر من


خیز از جای خود ای بلبل شیرین سخنم


تا که از سوزن مژگان به سرت بخیه زنم


گفت ای تازه جوان، سرو روان، رفتی تو


من شدم پیر و دریغا که جوان رفتی تون


تو ادب داشتی اینک ادبت رفته کجا


پدرت آمده ای جان پدر خیز ز جا


پدر پیر تو از روی تو شرمنده بود


تو مپندار که بعد از تو دگر زنده بود


آرزو داشتم از مهر کنم دامادت


در شب عیش کنم جان پدر دل شادت


زخم های بدنت گرچه ز حد افزون است


مادر زار تو لیلا ز غمت مجنون است


گفت یارب به تن پاره ی خونین ناچار


شد روان سوی سراپرده به آن حالت زار


بود زینب به در خیمه دو چشمش خونبار


گرد او جمله زنان حلقه زنان دایره وار


ناگهان دید سواری به حرم می آید


دیده اش پر نم و با قامت خم می آید


گفت زینب به یقین این شه و آن اکبر اوست


شد چو نزدیک حرم سرور دین از سر زین


بگرفت پیکر اکبر بنهادش به زمین


به در خیمه ی لیلا بنهادش به زمین


گفت از خیمه در آ کشته ی فرزند ببین


دانلود با طنین صدای مرحوم بخشو

  • پوریا مهدوی مقدم
۱۰
مهر
۹۵

متن نوحه واحد بوشهری چونکه عباس

 بدید بی کسی سبط پیمبر


سینه زنی بوشهری


چونکه عباس بدید بی کسی سبط پیمبر 

در حرم تا به عطش شیون و غوغاست سراسر

بهر قتلش به کمر خنجر کین لشکر کافر 

یک طرف ناله ی اطفال بلند است به اختر

دید چون ظلم و ستم گشته فزون بی حد و بی مر 

صبرش آمد به لب و گشت روان سوی برادر 

گفت برده ز کفم تاب و توان چرخ ستمگر 

غیرتم شعله زده بر دل مجروح چو آذر 

به فدای سر تو پیکر عباس دلاور 

گشته ام زار و پریشان به خدا جان برادر 

گر شوم کشته در این دشت از این زندگی بهتر 

اذن جنگم بده تا خویش زنم بر صف لشکر 

شه دین گفت به عباس: ایا پشت و پناهم 

تو امیری و علمداری و سردار سپاهم 

گر شوی کشته پس از مرگ تو من عمر نخواهم 

رحم کن جان برادر تو به این روز سیاهم 

گفت : شاه کودک تو آب زمن خواست ندارم 

عطش تشنه لبان برده ز دل صبر و قرارم 

زنده باشم من و از ظلم کجا تاب بیارم 

اذن ده تا که روم بهر حرم آب بیارم 

شه دین دید که عباس بود عازم میدان 

کاسه ی صبر به لب آمده با حال پریشان 

دست در گردن او کرد و بگفت با دل سوزان 

گفت شاید که رسد آب به اطفال پیمبر 

شد روان سوی فرات آب رساند به یتیمان

 مشک پر آب نمود خواست بنوشد کمی از آن 

یادش آمد ز لب تشنه ی آن شاه شهیدان 

گفت نی شرط وفا تشنه لب است سبط پیمبر 

آب امروز در این دشت بلا قیمت جان است 

حرم شاه شهید منتظر قطره ی آب است 

برسانم به سکینه که به راهم نگران است 

هم رسد آب به حلقوم علی اصعر مضطر 

ظالمی دست چو از پیکر عباس جداکرد 

او نه رحمی به علی اصغر و شرمی ز خدا کرد 

مشک آب ظالم دیگر هدف تیر بلا کرد 

گشت مایوس ز آب با دل خون خسرو خوبان 

گفت دیگر به چه امید به حرم روی نمایم 

چه بگویم به سکینه من و این دست چدایم 

گشته ام سیر ز جان نیست دگر مشک و لوایم 

خاک بر فرق من و وعده ی آبم به یتیمان


دانلود با نوای کربلایی حسن توزی

  • پوریا مهدوی مقدم