وبلاگ پوریا مهدوی مقدم

مرجع کامل نوحه های بوشهری و خوزستانی

وبلاگ پوریا مهدوی مقدم

مرجع کامل نوحه های بوشهری و خوزستانی

وبلاگ پوریا مهدوی مقدم

پوریا مهدوی مقدم از استان لرستان - شهرستان بروجرد
----------------------------------------------------
وبلاگی برای نشر نوحه های جنوب کشور
----------------------------------------------------
عزیزانی که مایلند مراسمات مذهبی خود را به بینندگان این وبلاگ اطلاع دهند،به آدرس زیر، مکان - زمان و اطلاعات لازم را ارسال کنند.
در ضمن، اگر عکسهایی هم از همان هیأت ارسال شود،ممنون میشوم.


Porya.borujerd@gmail.com

شماره تماس: 09385616703

آدرس اینستاگرام:
PORYA_BORUJERD
#پوریا_مهدوی_مقدم

آدرس کانال تلگرام:
www.telegram.me/poryarjnews

(((حتما در اینستاگرام و تلگرام ما را دنبال کنید)))
باتشکر
----------------------------------------------------
آدرس وبلاگ اجتماعی پوریا مهدوی مقدم: www.porya-borujerd.ir
-----------------------------------------------------

توضیحات سایت: این وبلاگ تنها جهت نشر و ترویج
نوحه های بوشهری و خوزستانی ساخته شده است.
در واقع این وبلاگ، تنها وبلاگی ست که متن اکثر نو حه هایی را
که در هیچ کجای اینترنت وجود ندارد، در اختیار شما عزیزان
قرار میدهد.
و همچنین، بنده تنها بروجردی هستم که مشغول به
انجام این کار میباشم.
پوریا مهدوی مقدم-بروجرد

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندها

۱۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اربعین حسینی» ثبت شده است

متن نوحه غنچه خورشید

 از مصطفی گراشی



بـانـگ آمـد کـه زنــو  وقـت سـفر نـزدیــک  اسـت

شـام هجران سپری گشت و سحر نزدیک است


زیـنـب ای   قـافــله   ســـالار   اســیـــران   بـــلا

پــیـک خـونـیـن جـگــر ای دخــت عـلی و زهــــرا


آه  زان   لـحـظـه غـمـبـار کـــه چــشمــانـت دیـد

از کـمــر شـمــر لــعـیــن  از ره کــیـن تـیغ کشید


بـعـد  از  آن  قــافـــلـه  بــنـد  و  اســــارت  آمــد

ســیـلی و  خــــار  مـغـیـلان  و  شــقــاوت  آمــد


روی نی غـنـچـه هـفـتـاد  و دو خـورشید شکفت

زیـنـب   غـمــزده   را   مــایـــه   امیــد   شـکفت


وای   از   جــور  و  جـسـارت  بـه  لـب و دندانش

کـوفی و سـیلی  و  هـمـراهی بـــا  مـهـمـانـش


کـــربـلا شـــد چـــو حـــرا زیـنـب دلـــسوختــه را

صـبـــر    در    مـکـتـب    آزادگی   آمـوخــتـه   را


شـــد چـــو نــــازل بـــه دلش سوره آلام حسین

در بــیـــان آمـــده پــیـــغــمبــر پـیـغـــام حــسین


زیـــن ســبـب کـعـبه دلســوخـتـگـان کــــرد بـنــا

کــعبـه اش   نــام  نـهـادنــد  ز غـــــم ، کــربـبـلا


زیـنـب ای   تــرجـمه ای  از  غـزل   صـبر   خـــدا

وی   تــــو   شــیـرازه  دیـــوان   خــط   کــربـبــلا


خـطـبه خــــوان در سـفـر و بــارگــه ظـلـم یــزیـد

بـربـنـد   ز   نــــــو   مـــوعــد   دیـــــدار   رســید


بــانـگ زن هـمسفــران مـوسم هجران طی شد

فـصـل وصـــل آمـــد و  انــدوه اسـیـران طی شـد


گــو  کـــه  آن  کـعـبـه  مـقـصـود  نـمـایــان  آمــد

شـکــرلله کـــه شــب هــجــر بـــه پـــایــــان آمـد


بـــوی  آلالــه   از  آن  مــلـــک  پــریـشـان  آیـــد

بـخــدا بـــوی حـــسین اســت کــه بــر جـان آیـد


عـطـر عـبـاس و عـلی اکـبـر و قــاسـم به مشام

آیــــد   از   کــربـبـلا   بــدرقــه  مـــا  تــا  شـــام


مـــژده ای چــلــه نــشـیـنـان بــلاکــش کـــز دور

شـــد پــدیــدار  زنــو  آتـــش  ســـیـنـای حـــضور


بـــاز مــائـیـــم و هـمــان دشت لـبـالب ز حسین

گــریـــه و نـــالـــه و دلــتـنـگی زیـنــب ز حـسین


بــاز مــائـیـم و بـیـابـــانــی پـــر از حـــزن و  بـــلا

دشـــت   تــفــدیـده   تــف   بــادیـــه   کـــربـبـلا


بـــاز گــــو قـــصــه انـــدوه اســارت  تـــا  شــــام

گـــو کــه افــزون شـــد از این درد، شکوه اسلام


خــون و جــانـبـازی و هــجـــران و اسـارت بـا هم

جـــان بـــه دیـــن داد و فـــرو ریـخـته بنیاد سـتم


بـــه حــســیــن و حــســن  و قــلـب حزین زینب

مـنـتـقـم  را  فــرجی  بــهـر  ظـهــورش  یــــا رب


« موجی » از آل عـلی تــوشــه راهی بــــرگــیـر

پـشــت بـنـیـاد الــهی تـــو پــنــاهی بـــر گـــیـــر


غنچه خورشید

شعر: محمود موجی

آهنگ: مرحوم عبدالحسین خرمایی

نوحه‌خوان: حاج مصطفی گراشی


دانلود با نوای مصطفی گراشی(نیاز به فایل صوتی)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۷ ، ۱۶:۱۴
پوریا مهدوی مقدم

متن نوحه بانگ آمد کای اسیران

 از ایمان میرشکاری



بانگ آمد کای اسیران این زمان آزاده‌اید

رهنمایی بر شما بنهاده گر آماده‌اید


شد مهیا محمل زرین که تا راهی شوید

با بشیر رهنما تا یثرب همراهی شوید


ناگهان فریادها زد زینب دلسوخته

بر جمیع قاصبان با چهره‌ای افروخته


ما عزاداران یاران به خون آغشته‌ایم

زین جهان عمری‌ست یکسر دست و دل را شسته‌ایم


محمل ما را سیه پوشید با حزن و عزا

در عزای نوجوانان شهید کربلا


در درون سینه‌ام اندوه و داغ اکبر است

از فراق روی اکبر خاک ماتم بر سر است


نور چشمم رفته راه خانه را گم کرده‌ام

جامه‌ای خونین از او همراه خود آورده‌ام


جامه بوی مهربانی حسینم می‌دهد

بوی ایام وصال نور عینم می‌دهد


تا قیامت غنچه‌های داغ در باغ دلم

شعله‌ور کرده‌ست این اندوه صحن محملم


آن که حتی یک نفس نگذاشت تنها زینبش

این دل غمدیده بر نی بود با تاب و تبش


ره به ره منزل به منزل بود با من در سفر

من به پای خسته او بر نیزه‌ها با پای سر


صوت قرآنش تسلی‌بخش محراب دلم

هر نفس نور نگاهش بود بر آن محملم


در مدینه گریه‌ها بر قبر پیغمبر کنم

شکوه از بدعهدی آن امت کافر کنم


بر مزار مادرم اندوه دل واگو کنم

دردهایم را یکایک بازگو با او کنم


روز عاشورا حسین عباس و اکبر داده‌ام

واندر آن یک روز پر غم شش برادر داده‌ام


یاد باد آن روزهای همرهی با همرهان

از جوانان یاد باد آن همرهان مهربان


کربلا تکمیل با خون جگر بنموده‌ام

تا قیامت نهضتت را پر اثر بنموده‌ام


ظالمان را تا ابد با صبر رسوا کرده‌ام

سینه‌های شیعیان زین شور شیدا کرده‌ام


زینبم با خون دل بنوشته‌ام پیغام تو

در دل تاریخ تا محشر نوشتم نام تو


در جهان (موجی) اگر بعد از شهیدان مانده‌ای

همچو زینب باش گر کرببلا را خوانده‌ای


شاعر: محمود موجی

آهنگ: هادی محمودی‌فرد


دانلود با نوای ایمان میرشکاری

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۷ ، ۱۵:۴۵
پوریا مهدوی مقدم

متن نوحه ای شیعه مگر از نو

 شب اربعین آمد


سینه زنی بوشهری


ای شیعه مگر از نو شب اربعین آمد

در کرببلا وارد زینب حزین آمد


ای شاه غضنفرفر در کرببلا بنگر

بین کشته جوانانت هم قاسم و هم اکبر


یکطرف علی اکبر یکطرف علی اصغر

آن یکی  گلوپاره دیگری شده بی سر


لیلا با فغان گفتا بر قبر علی اکبر

آخر نچیدم حجله عیش تو ای سرور


شاها به حق اکبر یک لحظه بر ما بنگر

ما جمله عزاداریم از بهر تو ای سرور


امید شفاعت را دارند از تو ای سرور

شیعیان و یارانت جملکی همه یکسر


دانلود

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ آبان ۹۶ ، ۲۲:۴۱
پوریا مهدوی مقدم

متن نوحه شیعیان اربعین است

 گریان روح‌الامین است


سینه زنی سنتی جنوبی


شیعیان اربعین است گریان روح الامین است

زینب نالان با چشم گریان سر قبر شهیدان


زینب بود در افغان قبر شهیدان

زینب نالان با چشم گریان سر قبر شهیدان


لیلا شیون کنان است از بهر نوجوان است

زینب نالان با چشم گریان سر قبر شهیدان


دانلود

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ آبان ۹۶ ، ۲۲:۳۷
پوریا مهدوی مقدم

متن نوحه شد اربعین شه دین

 از مرحوم بخشو



شد اربعین شه دین، زینب دلخون و حزین، با اهل بیت بی نوا، آمد به دشت کربلا  

شیون به پا شد، افغان و آه شد، وقت عزا شد

**************

زینب به صد آه و فغان، بر قبر شاه انس و جان، گفتا خزان شد گلسِتان، بعد عزیزان جهان

شیون به پا شد، افغان و آه شد، وقت عزا شد

**************

لیلای زار خون جگر، بر قبر اکبر زد به سر، کامی ندیدی زین سفر، رفتی شدم من خون جگر

شیون به پا شد، افغان و آه شد، وقت عزا شد


دانود با نوای بخشو

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ آبان ۹۶ ، ۲۲:۲۴
پوریا مهدوی مقدم

پدر دمام زنی بروجرد در جوار حق آرمید


هیئات خوزستانیهای مقیم بروجرد در حزن و اندوه فرو رفتند



    پوریا مهدوی مقدم - بروجرد:


   به گزارش وبلاگ پوریا مهدوی مقدم، مشهدی جواد(عبود) ابرازه، بنیان گذار هیئت خوزستانیهای مقیم بروجرد و پدر دمام زنی بروجرد در اثر عارضه ریوی، دار فانی را وداع گفت.


استاد عبود ابرازه از بهترین دمام زنان هیئت خوزستانیهای مقیم بروجرد بود که از زمان جنگ تحمیلی ایران و عراق در بروجرد سکنا گزید و به همراه عده ای از خوزستانیهای مهاجر، تصمیم به برپایی هیئت خوزستانیهای مقیم بروجرد نمودند و سنت های خود را به مردم بروجرد معرفی نمودند و عده ی کثیری از بروجردی ها به این نوع عزاداری علاقه مند شدند و در مراسمات دمام زنی و سینه زنی این هیئت شرکت مینمودند.


طبق گفت وگویی که با آقای محمد ابرازه، نوه ی پسری آن مرحوم داشتم، افزود: مشهدی عبود ابرازه در روز اربعین در بیمارستان نفت اهواز به دلیل مشکلات ریوی، دعوت حق را لبیک گفت و از این جهان رخت بربست.


درحال حاضر نیز، اخوان ابرازه در بروجرد از بهترین دمام زنان هستند و راه پدر را درجهت خدمت به اهل بیت عصمت و طهارت و حضرت ابی عبدالله الحسین(ع) ادامه میدهند.


محمد ابرازه در ادامه خاطر نشان کرد: به همین مناسبت، مراسم یادبودی در روز جمعه 94/9/20 از ساعت 10صبح الی 11:30 در حسینیه امیرالمؤمنین واقع در خیابان حافظ جنوبی برگزار میگردد.


در همین مصداق نیز وبلاگ پوریا مهدوی مقدم به اخوان ابرازه، آقایان: جلال، جمال، جلیل و کمال و تمامی بازماندگان تسلیت عرض نموده و علو درجات را برای آن مرحوم از خداوند منان خواستار است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ آذر ۹۴ ، ۲۲:۴۷
پوریا مهدوی مقدم

متن نوحه مدینه آمدم اما پریشان حال و درمانده از عباس محمدی باغملایی



واحد : اربعین

شعر : محمود موجی

آهنگساز : مرجوم عبدالحسین خرمایی


مدینه آمدم اما پریشان و حال ودرمانده _ به پای خسته و پر آبله از راه وا مانده

به شادی رفته بودم با غم واندوه برگشتم _ به احوالی نزار و با تنی بی روح برگشتم   

به وقت رفتنم بودند به هر سویم برادر ها _ چنان ماهی که گردش را گرفته خیل اختر ها

حسینم همچو خورشید جهانتاب فروزنده _ ابالفضلم به پیشم بود چونان ماه تابنده

به یکسو عون و عبدالله به یکسو در خروش اکبر _ به سوی دیگرم همچون محافظ قاسم و جعفر

مدینه یک نشانی زان برادر ها من آوردم _ به خون آغشته و صد پاره یک پیراهن آوردم

به چشمم میکشم شاید که راه خانه را یابم _ به قد و قامتی خم گشته من کاشانه را یابم

تو کنعانی مدینه عطر یاد یاد یوسفم داری _ دلم از غصه خون کردی ز بس غمگین وغمباری 

مدینه کو جوانانت تو را خاموش می بینم _ تو را من با بقیه غصه ها هم دوش می بینم

برایت قصه ای جانسوز از دشت غم آوردم _ برایت تا قیامت کوله باری ماتم آوردم

میان کمتر از یکروز در دشت بلا پرور _ بخون غلطانده دست کوفیان اولاد پیغمبر

به روی نیزه هفتاد و دو خورشید فروزانفر _ زدشت کربلا قرآن به لب تا شام غم یکسر

مرا نگذاشت تنها در سفر حتی سر بی تن _ به روی نیزه دل وا پس نگاهش بود سوی من

ولی من کوه به کو فریاد سر دادم پیامش را _ پر از آوازه کردم این جهان از رسم و راهش را

به لحن حیدری نا بود کردم حیله اعدا _ نمودم تا قیامت کربلا را سخت پا برجا

ولی با این همه این دل ز سوز داغ میسوزد _ دو چشمانم امیدش را به درب خیمه میدوزد

مدینه کی تو میدانی غم داغ برادر را _ مصیبت های هجران حسین وداغ اکبر را

دگر خاموش موجی لرزه بر جان زمین آمد _ چو سوز ناله زهرا زفردوس برین آمد


دانلود این نوحه با صدای حبیب چاهشوری

دانلود این نوحه با صدای عباس محمدی باغملایی

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ آذر ۹۴ ، ۱۷:۲۵
پوریا مهدوی مقدم

متن کامل نوحه تزورونی به همراه ترجمه فارسی از ملاباسم کربلایی



تِزورونی اَعاهِـدکُم

به زیارت من می‌آیید، با شما عهد می‌بندم

 

تِـعِـرفـونی شَفیـعْ اِلکُم

می‌دانید که من شفیع شمایم

 

أسامیـکُم اَسَـجِّـلْـهِه أسامیکُم

اسامی‌تان را ثبت می‌کنم

 

هَلِه بیکُم یا زِوّاری هَلِه بیکُم

خوش آمدید ای زائران من خوش آمدید

 

 وَ حَـگّ چَفِّ الکَفیل و الجود وَ الرّایه

قسم به دستان ابالفضل و کرامت و پرچم او

 

أنا وْ عَبّاسْ وَیّاکُم یَا مَشّایه

من و عباس با شماییم ای که با پای پیاده به سوی من می‌آیید

 

یا مَن بِعْتو النُفوسْ و جِئتـو شَرّایه

ای که جان‌هایتان را به بهای زیارت من به کف گرفته‌اید

 

عَلَیّ واجِبْ اَوافیکُم یَا وَفّـایه

بر من واجب است تا به شما وفا کنم، ای وفاداران!

 

تواسینی شَعائرْکُم

عزاداری‌هایتان به من دلداری می‌دهد

 

تْرَوّینی مَدامِعْـکُم

و اشک‌هایتان مرا سیراب می‌کند

 

اَواسیکُم أنَـا وْ جَرْحـی أواسیکُم

من و زخم‌هایی که بر تن دارم به شما دلداری می‌دهیم

 

هَله بیکُم یا زُوّاری هَلِه بیکُم

خوش آمدید ای زائران من، خوش آمدید

 

هَلِه یَلْ ما نِسیْتْ و عَلْ وَعِدْ  تِحْـضَـرْ

خوش آمدید ای که وعده‌تان را فراموش نکرده و بر سر موعد حاضر می‌شوید

 

إجِیْـتْ و لا یْـهَـمَّـکْ لا بَرِدْ لا حَرّ

آمدید در حالی که نه گرما برای‌تان مهم بود و نه سرما

 

وَ حَـگ دَمْـعِ العَـقیله و طَبرَه الأکبَر

قسم به اشک زینب و فرق شکافته اکبر

 

اَحَضْـرَکْ و ما أعوفَکْ ساعـه المَحْـشَرْ

در محشر کنارتان خواهم بود و رهایتان نمی‌کنم

 

عَلَی المَـوعِـدْ اَجی یَمکُم و لا اَبْـعَـدْ و اعوفْ عَنْـکُم

در وقت دیدار پیشتان می‌آیم و دور نمی‌شوم و رهایتان نمی‌سازم

 

مُحامیکُم وَ حَگ حِیدَرْ مُحامیکُم

پشتیبانتان هستم به حقّ حیدر پشتیبانتان هستم

 

هَله بیکُم یا زُوّاری هَلِه بیکُم

آمدید ای زائرانِ من، خوش آمدید

 

یَـا هَـلْـشایِلْ رایه وْ جایْ گاصِدنی

ای آنکه پرچم به دست قصد دیدار مرا کرده‌اید

 

تِـعْـرُف رایَتَـکْ بی مَن تُذَکِّـرْنی؟

می‌دانی که پرچمت مرا به یاد چه کسی می‌اندازد؟

 

بِلـکطَعو چْفوفه وْ صاحْ اِدْرِکْـنی

به یاد آن دست بریده‌ای که فریاد زد: مرا دریاب

 

صِحِتْ وَیلاه یا اخویه وْ ظَهَرْ مِحْنی

و با شنیدن آن صدا، آشکارا فریاد زدم که بی‌برادر شدم و اندوهم بر من آشکار شد

 

 کِسَرْ ظَهری سَهَمْ هَجْـرَکْ

تیر هجرت کمرم را شکست

 

نِفَدْ صَبری بَعَدْ عُمـرَکْ

بعد از شهادتت صبرم به پایان رسید

 

اُوَصّیکُمْ عَلَی الرّایِه اُوَصّیکُمْ

سفارش این پرچم را به شما می‌کنم

 

هَـله بیکُم یا زُوّاری هَلِه بیکُم

خوش آمدید ای زائران من، خوش آمدید

 

 یَا مَنْ گاصِدْ إلَیَّ و دَمْـعِه تِجْـریـهْ

ای که با چشمان اشکبار قصد زیارت مرا کرده‌اید

 

اَعرُفْ حاجِتَکْ مو داعی تِحْـچیـهِ

حاجت‌تان را می‌دانم، نیازی به گفتن نیست

 

وَ حَـگ نَحـْـرِ الرِّضیع اِلـحاجِه اَگضیهِ

قسم به گلوی شیرخواره، حاجت‌تان را برآورده می‌کنم

 

یَا زائرْ عاهَدِتْ کِلْ عِلّه اَشْـفیهِ

زائران من، عهده کرده‌ام که هر بیماری را شفا دهم

 

اَخو زینب فَرَحْ بیکُمْ

برادر زینب به خاطرتان شاد شد

 

هَله وْ مَرحَبْ یُنادیکُم

خوش آمدید صدایتان می‌زند

 

یُحَیّیـکُم اَبو الغیـره یْحَیّیـکُم

مرد غیرتمند به شما درود می‌گوید

 

هَله بیکُم یا زُوّاری هَلِه بیکُم

خوش آمدید ای زائرانِ من، خوش آمدید

 

زینبْ  مَنْ تُشاهِدکُم  تِزورونی

زینب هنگامی که شما را می‌بیند که زیارتم می‌کنید، می‌گوید:

 

تُنادیکُم لِوَنْ بِالطَّفّ تحضُرونی!

کاش در جنگ حاضر می‌شدید

 

ما اَمْـشی یِسْره وْ لا یَسلِبونی

که مرا به اسیری نمی‌بردند و مرا غارت نمی‌کردند

 

و لا بسیاطهم غَدَر یْضرِبونی

با تازیانه‌های خیانت نمی‌زدند

 

تُنادینی: أنَا الجیره وْ صَد عَنّی أبو الغیره

صدایم می‌زند که من در بندم و سرور غیرتمندان از دستم رفت

 

اَبَچّیکُم عَلی مْصابه اَبَچّیکُم

شما را بر این مصیبت می‌گریانم

 

هَله بیکُم یا زُوّاری هَلِه بیکُم

خوش آمدید ای زائران من،‌ خوش آمدید



دانلود این نوحه با صدای ملا باسم کربلایی

دانلود کلیپ تصویری این نوحه با صدای ملا باسم کربلایی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آذر ۹۴ ، ۱۵:۱۱
پوریا مهدوی مقدم

دل نوشته های حاج علی سیف معموریان

(قسمت ششم)



من اگرغرق شوم در محبت تو عاشقی را تمام کرده ام  من اگردردریای توغرق شوم شروع کرده ام صدای عاشقی و خدایی را دست مرا بگیرکه جزدردریای تو ونگاهه توجای دیگری نباشم آه ازلحظه ای که درگناهم و دستی و کمکی ازتو بخواهم و نجاتی ازتونیابم آب ازسرم گذشت عاشق شده ام وکم آورده ام ازدوری تو از هوای آلوده ی پرگناه دستم را ازآبهایی که دورازتوافتاده اند ازچشمه هایی که صدایت, کم میشوند بگیروجداکن این احساس مرابه کربلایت عاشقانه ترکن حسین چشمهایم رادرکناردستهایم بگیردردستت که جزتوکسی را صدانزنند برای نجات ازبار معصیت آب ازسرم گذشت اگرتونیایی اگرتونگیری دستهایم.را اسم تو غریب کربلا غریب مادرح س ی ن تمام حرفم دوری توست سربه دیوارم و خیره به قاب عکسه حرمت آه ازچشمهایه پرحسرتم آب ازچشمهایه پر اشکم رها نمیشود تورا ضریحت را  کربلایت را میخواهد ...دل آرام و قلب آرام و...زیبای همیشگیش تویی تورا میخواهد حتی اگر لبهایش خشک باشد درحال احتضارباشد تورا صدا میزند آب ازسرم گذشت دستم را بگیر همه آمدند من جامانده ام دستم...را بگیرخوب ترین کشتی نجات ..بالاترین نجات سفینه ی أمن خدا راه رسیدن به عالم بالا ...حسین جان....دل نوشته علی معموریان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۹۴ ، ۱۶:۴۵
پوریا مهدوی مقدم

متن نوحه کهکشان کاروان عاشقان دل غمین از ایمان میرشکاری



کهکشان کاروان عاشقان دل غمین

میرود از شام سوی کربلا در اربعین

میرسد در دشت پر فریاد و خاموش بلا

میشود پر درد و ماتم سینه ی اهل یقین

حزن و اندوهی فرا میگیرد آن دم دشت غم

میشود غوغا به پا در آسمان و در زمین

از حریم قدسیان فریادها آید به گوش

از تأثر دیده گریان میشود روح الامین

زان میان خم قامتی از محمل خود میکند

شکوه های سینه سوز و ناله های آتشین

کای بیابان بلا من زینب غم پرورم

گرچه هجران و اسیری چهره را افکنده چین

پیک خونین دل منم، پیغامدارت کربلا

درمیان بحر طوفانی منم کشتی نشین

میزند فریاد جانسوز ای پریشان خاطران

خاک این صحرا از پس بوسه گاه هر جبین

چون در این صحرا بدست غافلان روزگار

گشته جاری خون اولاد امیرالمؤمنین

من حسینی داشتم مظلوم و فخر عالمین

از تنش سر را جدا بنموده یکدم تیغ کین

ای بیابان بلا بوی حسینم میدهی

عطر خوش بویش فراتر رفته تا عرش برین

ام لیلا بیقرار و داغدار دل حزین

اکبرت اینجا به خاک و خون فتاد از روی زین

همرهان، این گوشه قاسم یادگار مجتبی

شد گرفتار لعینان از یسار و از یمین

میرسد بر گوش دل نای و نوای اصغر آن

تشنه ی سیراب از خون، غنچه ی باغ یقین

آن ابالفضل دلاور ماه تابانم کجاست؟

آنکه مه در پای او بر خاک میساید جبین

ای فرات اینگونه دلگیر و پریشانی چرا؟

دائم از عباس تا روز معادی شرمگین

در کنارت تشنه لب جان میدهد سقای حسین

دستها از تن جدا، بر سر عمود آهنین

یاد باد از اکبر آن سیمای پیغمبر نشان

سرو قامت، شیر مردان، ماه گیشو، عنبرین

ای حسینم بعد تو جان داد از هجران تو

ناز پروردت رقیه، با دلی زار و حزین

بعد مرگ سرخ تو ای فخر دین مصطفی

اهل بیتت گوشه ی ویرانه شد ماتم نشین

در اسارت کو به کو، منزل به منزل زین ستم

وسعت تاریخ از فریاد کردم پر طنین

کربلا تا بی نهایت جاودانی، جاودان

گر جهان انگشتری باشد، تویی آنرا نگین

این بیابان مرکز عشق است و ایثار و وفا

راهی از اینجا نیست یکسر باز تا خلد برین

صد هزاران نوحه ها گفتند یا رب سینه سوز

نیست (موجی) هم بر این درگه گدای آخرین

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۹۴ ، ۱۶:۲۶
پوریا مهدوی مقدم

اطلاعیه هیئت خوزستانیهای مقیم بروجرد


سرپرست: جمشید نادی


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۹۴ ، ۱۲:۱۳
پوریا مهدوی مقدم

واحد اربعین 

ناخدا عباس دریانورد


 

ای صبا رو یه سوی کرببلا کن گذری

 

از من زار ببر خدمت بابم خبری

 

گو که صغرای تو می گفت چو مرغ سحری

 

داد از درد جدایی و غم بی پدری

 

من از آن دم که به هجر تو گرفتار شدم

 

به خدا در نظر اهل جهان خوار شدم

 

تا که دور از بر تو ای شه ابرار شدم

 

ز غم دوری تو خسته و بیمار شدم

 

من بیمار نه غمخوار و نه یاور دارم

 

نه خبر از تو و از حال برادر دارم

 

چشم در راه پی وعده ی اکبر دارم

 

انتظار تو و عباس دلاور دارم

 

روز و شب نیست به جز آه و فغان حاصل من

 

به سر راه فراق تو بود منزل من

 

زده آتش غم هجر تو به آب و گل من

 

سیر تا کی کنم از درد تو خون شد دل من

 

گو به عباس عموی من و تاج سر من

 

خوب داری خبر از حال دل مضطر من

 

به سکینه بگو ای نور دو چشم تر من

 

خواهرا جان تو و جان علی اصغر من

 

خواب دیدم علی اکبر به وطن آمده است

 

از ره مهر به غمخواری من آمده است

 

مژده ام داد که اصغر به سخن آمده است

 

فارغ از رنج و غم و درد و محن آمده است

 

گفت قاسم به صف کرببلا شاد شده

 

حجله ی عیش به پا کرده و داماد شده

 

شاد از آن عیش دل سید سجاد شده

 

نو عروسش ز همه درد و غم آزاد شده

 

گو به عباس عموی من و تاج سر من

 

خوب داری خبر از حال دل مضطر من

 

به سکینه بگو ای نور دو چشم تر من

 

خواهرا جان تو و جان علی اصغر من

 

نه تو می آیی و نه اکبر نیکو سیرم

 

بلکه کرده است فلک خاک یتیمی به سرم

 

سال ها چاکر و فرزند تو ای شاه شهید

 

به ره چاکریت موی سیه کرده سفید

 

در صف حشر ندارد به کسی چشم امید

 

جز به احسان تو و لطف خداوند مجید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۹۴ ، ۱۰:۰۹
پوریا مهدوی مقدم

500 نفر بازدیدکندده تا به امروز


لوگوی وبلاگ پوریا مهدوی مقدم



وبلاگ پوریا مهدوی مقدم:


با سلام خدمت بینندگان و دنبال کنندگان این وبلاگ.

همانطور که در قسمت خلاصه آمار این وبلاگ پیداست،بازدید از این وبلاگ در کمتر از دوماه،به 500 نفر رسیده است.از تمامی عزیزانی که این وبلاگ را قابل دانسته و از آن بازدید نموده اند،متشکرم.

همچنان با من همراه باشید تا در کنار یکدیگر،عرض ارداتی به ساحت حضرت حجت(عج) نموده باشیم و یاد و خاطره واقعه ی کربلا و امام حسین(ع) و یارانش را زنده نگاه داریم.


به همین مناسبت،چند عکس مذهبی...


نزار القطری در بروجرد

حاج نزار القطری در امامزاده قاسم بروجرد-ماه صفر1393هـ.ش(با تشکر از آقای فرهاد داودوندی)


هیئت خوزستانیهای مقیم بروجرد

هیئت محبین ثامن الأئمه(خوزستانیهای مقیم بروجرد)


محمد ابرازه

آقای محمد ابرازه یکی از مداحان مؤفق خوزستانی(هیئت خوزستانیهای مقیم بروجرد-مسجد امام حسین(ع) خ.سعدی)


هیات خوزستانیها شب چهارم محرم 1393 شش ابان مسجد امام حسین خیابان سعدی

هیئت خوزستانیهای مقیم بروجرد(مسجد امام حسین(ع) خ.سعدی)


رضا حسن زاده

آقای رضا حسن زاده(مسجد امام حسین(ع) خ.سعدی)


دمام

دمام(مسجد امام حسین(ع) خ.سعدی)


هیئت خوزستانیهای مقیم بروجرد

هیئت خوزستانیهای مقیم بروجرد(با تشکر از آقای فرهاد داودوندی)


هیئت خوزستانیهای مقیم بروجرد

هیئت خوزستانیهای مقیم بروجرد(با تشکر از آقای فرهاد داودوندی)

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ آذر ۹۳ ، ۱۸:۰۴
پوریا مهدوی مقدم

متن نوحه شرح هجران از ایمان میرشکاری


ایمان میرشکاری


بشنو از من شرح هجران ای پدر

دخترت بنگر پریشان ای پدر

 

از کجا گویم من از شرح غمم؟

واز کدامین درد پنهان ای پدر؟

 

با برادر آمدم در کربلا

همره خیل عزیزان ای پدر

 

در کنارم بود عباس رشید

بر حرم بود او نگهبان ای پدر

 

رفت از بهر عزیزان سوی آب

تا کند سیراب طفلان ای پدر

 

بود نهر علقمه محصور خصم

رفت و زد بر قوم سفیان ای پدر

 

دست هایش از بدن کردند جدا

مشک بگرفت او به دندان ای پدر

 

بر سرش آمد عمودی آهنین

شد نگون بر  خاک میدان ای پدر

 

صبر من از کف برون میشد که چون

میشنیدم آه طفلان ای پدر

 

کودکان با بانگ عمو العطش

بر حسین بگرفته دامان ای پدر

 

آب هم در چشم من خشکیده بود

تا دهم آبی به آنان ای پدر

 

دیده گریان از عطش طفلان تو

لیک دشمن بود شادان ای پدر

 

جسم اکبر،آن شبیه مصطفی

پاره پاره شد به میدان ای پدر

 

بر سر نعش علی اکبرش

شد حسین با چشم گریان ای پدر

 

قاسمت آن نوگل باغ حسن

اذن میدان خواست گریان ای پدر

 

رفت،حمله بر صف اعدا نمود

کرد جنگی او نمایان ای پدر

 

بود اصغر از عطش بی تاب آب

باب او زین نکته حیران ای پدر

 

خنده ای آن طفل بر بابا نمود

داد بر دست حسین جان ای پدر

 

در اسارت میبرند اهل حرم

کوفه و هم شام ویران ای پدر

 

آنچه میدیدم به دشت کربلا

کس ندیده هیچ دوران ای پدر

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ آذر ۹۳ ، ۱۷:۲۸
پوریا مهدوی مقدم

لطفا نظرات خود را با ما در میان بگذارید.


وبلاگ پوریا مهدوی مقدم



وبلاگ پوریا مهدوی مقدم:


با توجه به حسن نظرات شما نسبت به این وبلاگ و روز به روز بالا رفتن آمار این وبلاگ،از شما در خواست میکنم با نظرات خود،به من دلگرمی دهید و همچنین رأی خود را به هر مطلب بدهید تا من نظر شما در مورد مطالب را بدانم.

با تشکر

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۹۳ ، ۰۰:۲۴
پوریا مهدوی مقدم