وبلاگ پوریا مهدوی مقدم

مرجع کامل نوحه های بوشهری و خوزستانی

وبلاگ پوریا مهدوی مقدم

مرجع کامل نوحه های بوشهری و خوزستانی

وبلاگ پوریا مهدوی مقدم
پوریا مهدوی مقدم 18 ساله از استان لرستان - شهرستان بروجرد
----------------------------------------------------
وبلاگی برای نشر نوحه های جنوب کشور
----------------------------------------------------
عزیزانی که مایلند مراسمات مذهبی خود را به بینندگان این وبلاگ اطلاع دهند،به آدرس زیر، مکان - زمان و اطلاعات لازم را ارسال کنند.
در ضمن، اگر عکسهایی هم از همان هیأت ارسال شود،ممنون میشوم.


Porya.borujerd@gmail.com

شماره تماس: 09385616703

آدرس اینستاگرام:
PORYA_BORUJERD
#پوریا_مهدوی_مقدم

آدرس کانال تلگرام:
www.telegram.me/poryaborujerd

(((حتما در اینستاگرام و تلگرام ما را دنبال کنید)))
باتشکر
----------------------------------------------------
آدرس وبلاگ اجتماعی پوریا مهدوی مقدم: www.porya-borujerd.blogfa.com
-----------------------------------------------------

توضیحات سایت: این وبلاگ تنها جهت نشر و ترویج
نوحه های بوشهری و خوزستانی ساخته شده است.
در واقع این وبلاگ، تنها وبلاگی ست که متن اکثر نو حه هایی را
در هیچ کجای اینترنت وجود ندارد، در اختیار شما عزیزان
قرار میدهد.
و همچنین، بنده تنها بروجردی هستم که مشغول به
انجام این کار میباشم.
پوریا مهدوی مقدم-بروجرد
دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
تبلیغات

صنایع چوب پوریا-بروجرد خیابان سعدی-مدیریت مهدوی

فروشگاه ایساکو-بروجرد خیابان رودکی-فرهاد داودوندی

نویسندگان
پیوندها
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۱۸ شهریور ۹۶، ۰۹:۲۵ - مداح بوشهری
    عالی
  • ۲ شهریور ۹۶، ۲۰:۵۰ - مهدی
    عالی

۲۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نوحه واحد خوزستانی» ثبت شده است

دوشنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۶، ۰۷:۳۱ ب.ظ

متن نوحه واحد بر لبم آبم از حاج حسین فخری

متن نوحه واحد بر لبم آبم

 از حاج حسین فخری



بر لب آبم و از داغ لبت میمیرم

هردم از غصة جانسوز تو آتش گیرم

مادرم داد بمن درس وفاداری را

عشق شیرین تو آمیخته شد با شیرم

گاه سردار علمدارم و گاهی سقا

گه بپاس حرمت گشت زنان چو نشیرم

در نگاه غضب آلودة من دشمن دید

که چوشیری من از این جیفة نیاسیرم

بوتة عشق تو کرده است مرا چون زرناب

دیگر این آتش غمها ندهد تغیرم

گرمرا شورو جوانی و بهار عمر است

ازخران تود گرایگل زهرا پیرم

اکبرت کشته شد و نوبتم آخر نرسید

سینه ام تنگ شد از بسکه بود تأخیرم

غیرتم گاه نهیبم زند از جا برخیز

لیک فرمان مطاع تو شود پاگیرم

تا که مأمور شدم علقمه را فتح کنم

آیت قهربیان شد ز لب شمشیرم

سایة پرچم تو کرد سرافراز مرا

عشق تو کرد عطا دولت عالمگیرم

کربلا کعبه عشق است و من اندر احرام

شد در این قبله عشاق دوتا تقصیرم

دست من خورد به آبی که نصیب تو نشد

چشم من داد از آن آبروان تصویرم

باید این دیده و ایندست دهم قربانی

تا که تکمیل شود حج من آنگه میرم

زاینجهت دست بپای تو فشاندم بر خاک

تا کنم دیده فدا چشم براه تبرم

ای قد و قامت تو معنی قدقامت من

ایکه الهام عبادت زوجودت گیرم

وصل شد حال قیامم زعمودی بسجود

بی رکوع است نماز من و این تکبیرم

جسدم را بسوی خیمة اصغر نبرید

که خجالت زده زآن تشنه لب بی شیرم

تا کند مدح ابوالفضل امام سجاد

نارساهست حسان شعر من و تقریرم

شاعر: حبیب الله چایچیان(حسان)


دانلود با نوای حاج حسین فخری

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مهر ۹۶ ، ۱۹:۳۱
پوریا مهدوی مقدم

متن نوحه زور بازوی علی

 از آقای رضا حسن‌زاده



زور بازوی علی / باب الحوائج

پسر ام‌البنین / باب الحوائج

ای علمدار رشید / باب الحوائج

ای سپهدار شهید / باب الحوائج

ای به تو جاه و جلال / باب الحوائج

ای سرآمد در کمال / باب الحوائج

پاسدار خیمه‌ها / باب الحوائج

مظهر عهد و وفا / باب الحوائج

معدن جود و سخا / باب الحوائج

ای شبیه المرتضی / باب الحوائج

ای شهید نینوا / باب الحوائج


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مهر ۹۵ ، ۲۰:۱۹
پوریا مهدوی مقدم

متن نوحه دلم ز دنیا سیره

 از آقای رضا حسن‌زاده



دلم ز دنیا سیره، به چنگ غم اسیره

یه قطره آب بیارید، بچه‌م داره میمیره

با دیده‌های گریون، با دلای پر ز خون

همه دعا بخونید، شاید بگیره بارون

غنچه‌های گل یاس، با خواهش و التماس

تا اصغرم نمرده، برید سراغ عباس

از این همه عقاقی، یه غنچه مونده باقی

زندگی غنچه‌ام، بسته به دست ساقی

دعا کنید که سقا، پاش برسه به دریا

مشک و توی آب کنه، بیاد سوی خیمه‌ها

آیا با این پیچ و تاب، ز تشنگی میخوابه؟

چاره‌ی درد اصغر، فقط یه قطره آبه


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مهر ۹۵ ، ۱۹:۴۸
پوریا مهدوی مقدم

متن نوحه بر لب آبم و

 از داغ لبت میمیرم

 از حاج حسین فخری



بر لب آبم و از داغ لبت میمیرم

هردم از غصة جانسوز تو آتش گیرم

مادرم داد به من درس وفاداری را

عشق شیرین تو آمیخته شد با شیرم

گاه سردار علمدارم و گاهی سقا

گه به پاس حرمت گشت زنان چو نشیرم

در نگاه غضب آلودة من دشمن دید

که چوشیری من از این جیفة نیاسیرم

بوتة عشق تو کرده است مرا چون زرناب

دیگر این آتش غمها ندهد تغیرم

گرمرا شورو جوانی و بهار عمر است

ازخران تود گرایگل زهرا پیرم

اکبرت کشته شد و نوبتم آخر نرسید

سینه ام تنگ شد از بسکه بود تأخیرم

غیرتم گاه نهیبم زند از جا برخیز

لیک فرمان مطاع تو شود پاگیرم

تا که مأمور شدم علقمه را فتح کنم

آیت قهربیان شد ز لب شمشیرم

سایة پرچم تو کرد سرافراز مرا

عشق تو کرد عطا دولت عالمگیرم

کربلا کعبه عشق است و من اندر احرام

شد در این قبله عشاق دوتا تقصیرم

دست من خورد به آبی که نصیب تو نشد

چشم من داد از آن آبروان تصویرم

باید این دیده و ایندست دهم قربانی

تا که تکمیل شود حج من آنگه میرم

زاینجهت دست بپای تو فشاندم بر خاک

تا کنم دیده فدا چشم براه تبرم

ای قد و قامت تو معنی قدقامت من

ایکه الهام عبادت زوجودت گیرم

وصل شد حال قیامم زعمودی بسجود

بی رکوع است نماز من و این تکبیرم

جسدم را بسوی خیمة اصغر نبرید

که خجالت زده زآن تشنه لب بی شیرم

تا کند مدح ابوالفضل امام سجاد

نارساهست حسان شعر من و تقریرم

شاعر: حبیب الله چایچیان(حسان)


دانلود با نوای حاج حسین فخری

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مهر ۹۵ ، ۱۸:۲۱
پوریا مهدوی مقدم
دوشنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۵، ۰۱:۱۴ ب.ظ

متن نوحه بار بگشائید از حاج حسین فخری

متن نوحه بار بگشائید از حاج حسین فخری



بار بگشائید، اینجا کربلاست آب و خاکش با دل و جان آشناست

بر مشام جان رسد بوی بهشت به به از این تربت مینو سرشت

کربلا، ای آفرینش را هدف قبله گاه عاشقان از هر طرف

طورِ عشق است و مطافِ انبیا نور حق اینجاست، ای موسی بیا

جسم را احیا اگر عیسی کند جان و تن را کربلا احیا کند

گر سلامت رفت، از آتش، خلیل نور ثار الله شد او را دلیل

کربلا، قربانگه ذبح عظیم عرش رحمان را صراط مستقیم

گر خدا خواهی، برو این راه را کن زیارت کوی ثار الله را

شد ز عاشورای او یک اربعین قتلگاهش را به چشم دل ببین

ماه، اینجا، واله و سرگشته است و آن شهاب ثاقب از خود رفته است

گرد غم، افشانده بر سر کهکشان اشک خون ریزد هنوز از آسمان

اختران، سوزند چون شمع مزار مرغ شب می‌نالد اینجا زار زار

گاه در صحرا خروش و، گه سکوت خفته در اینجا شهیدی لا یموت

حضرت سجاد بر خاکش نوشت تشنه لب شد کشته، سالار بهشت

اربعین است، اربعین کربلاست هر طرف غوغائی از غمها بپاست

گوئی از آن خیمه های نیمسوز خود صدای العطش آید هنوز

هر کجا نقشی، ز داغ ماتم است هرچه ریزد اشک، در اینجا، کم است

باشد از حسرت در اینجا یادها هان به گوش دل شنو، فریادها

در دل هر ذره، صدها مطلب است ناله ی سجاد و اشک زینب است

باید اینجا داشت گوش معنوی تا مگر این گفتگوها بشنوی:

عمه جان، اینجا حسین از پا فتاد چهره بر این تربت خونین نهاد

عمه جان، این قتلگاه اکبر است جای پای حیدر و پیغمبر است

عمه جان، قاسم، در اینجا شد شهید تیر بر قلب حسین اینجا رسید

عمه جان، عباس اینجا داد دست وز غمش پشت حسین اینجا شکست

اصغر لب تشنه، اینجا، عمه جان شد ز تیر حرمله خونین دهان

از برای غارت یک گوشوار شد در اینجا، کودکی نیلی عذار

تا قیامت، کربلا ماتمسراست حضرت مهدی، حسان! صاحب عزاست 


دانلود با نوای کویتی‌پور

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۵ ، ۱۳:۱۴
پوریا مهدوی مقدم


متن نوحه شیعیان دیگر هوای نینوا دارد

 حسین از حاج حسین فخری



شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین

روی دل با کاروان کربلا دارد حسین


از حریم کعبه جدش به اشکی شست چشم

مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسین


بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب

کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین


رخت دیبای حرم چون گل به تاراجش برند

تا به جایی که کفن از بوریا دارد حسین


بردن اهل حرم دستور بود و سر غیب

ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین


سروران پروانگان شمع رخسارش ولی

چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین


سر به قاچ زین نهاده راه پیمای عراق

می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین


او وفای عهد را با سر کند سودا ولی

خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین


دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا

با کدامین سر کند مشکل دوتا دارد حسین


سیرت آل علی(ع) با سرنوشت کربلاست

هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین


آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند

عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین


دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت

داوری بین با چه قوم بی حیا دارد حسین


ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان زخمه ا

گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین


دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز

با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین


شمر گوید: گوش کردم تا چه خواهد از خدای

جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین


اشک خونین گو بیا بنشین به چشم «شهریار»

کاندر این گوشه عزایی بی ریا دارد حسین


دانلود با نوای حاج حسین فخری

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۵ ، ۱۳:۰۵
پوریا مهدوی مقدم
دوشنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۵۳ ب.ظ

متن نوحه آسمان غرقه به خون از حاج حسین فخری

متن نوحه آسمان غرقه به خون از

 حاج حسین فخری



آسمان غرق به خون از شفق تنگ غروب

 روشنی گشته و خونین شده در چنگ غروب


پرده شهپره مرغان زند اهنگ غروب

 دل سودازدگان هم شده همرنگ غروب


ای دلا هم همه‌ی باد وزان میشنوی

 زجه و ناله اوراق خزان میشنوی


آه سودازده‌ی نایِ شبان میشنوی

 شکوه‌ی بلبل ناکام جوان میشنوی


بازا بازا هر آنچه هستی بازا

 گر گبر و یهود و بت پرستی بازا


این درگه ما درگه نومیدی نیست

 صد بار اگر توبه شکستی بازا


مرغ حق است که از پرده‌ی جان می‌نالد

 این خزان است کز او چرخ و زمان می‌نالد


از خزان گشتن گل دیده‌ی خلقت بگریید

 دایه‌ی غم‌زده‌ی پیر طبیعت بگریید 


دانلود با صدای حاج حسین فخری

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۵ ، ۱۲:۵۳
پوریا مهدوی مقدم
يكشنبه, ۱ آذر ۱۳۹۴، ۱۰:۰۱ ق.ظ

متن نوحه اکبر روان شد چون سوی میدان

متن نوحه اکبر روان شد چون سوی میدان


اکبر روان شد چون سوی میدان
لیلا بگفتا با چشم گریان
کن ترک میدان آرام جانم 
ای نوجوان نادیده کامم
یک دم تحمل بینم جمالت
شیری که خوردی بادا حلالت
یک دم روان شو قدت ببینم
تا نوجوانی داغت نبینم
شب ها نخفتم ای جان مادر
رنج ها دیدم شبه پیمبر
رخت عروسی بهرت بریدم 
حجله ی عیشت آخر ندیدم
امید لیلا شبه پیمبر
ما را مسوزان تا صف محشر
کن ترک میدان آرام جانم
ای نوجوان نادیده کامم
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۹۴ ، ۱۰:۰۱
پوریا مهدوی مقدم
يكشنبه, ۱۷ آبان ۱۳۹۴، ۱۱:۰۰ ب.ظ

متن نوحه شیعتی یا کرام از حاج حسین فخری

متن نوحه شیعتی یا کرام از حاج حسین فخری



شیعتــی یا کـرام یا عظــام المقــام - فاندبوا یاحسیــن بفــؤاد حزیـن

شیعتی إنی غریب بین أقـــوام بغاة - وأنا الضامی وأسقى من کؤوس النائبات

قطعوا رأسی ظلماً بسیوف مرهفــــات - رفعوه بعد قتلی فوق أطراف القــناة

ذاک رأسـی مشال فی رماح طــــوال - وقطیــع الوتیـــن بفؤاد حزیـن

شیعتی إن غاب عنکم فی سماء الموت فــرقد - فاذکروا الأکبر لما غاله السیف المــرد

واقتیلاً فوق الأرماح والأسیاف سجــــد - وبه قد صرعوا فوق الثرى جسم محمد

وشبیه الرســول وطأتــــه الخیــول - وفقدت البــــنین بفؤاد حزیـن

شیعتی ما إن سمعتم من مناد وأخــــــاه - فاذکروا العبــاس لما قطعت منه یداه

جئته نحو الفرات قاصداً کیمــــــا أراه - فوجدت الجسد الطاهر تکسوه دمـاه

فاهتـفوا بانکسـار أین ذاک الیســــار - ایـن ذاک الیمین بفـؤاد حزیــن

شیعتی ما إن فقدتم من غلام ذی مکــــارم - فاندبوه بدموع واذکروا لوعة قاســم

هو کا البدر تجلى وجلى فی الغمائــم - بدل الأشمع قد زف بأطراف الصوارم

غاب ذاک الهلال فی بروج القتال - غاب نور الیقین بفؤاد حزیــــن

شیعتی ما إن فقدتم من رضیع وهو ظام - فاذکروا طفلــــی لما قتلوه باهتضام

بدل الماء سقوه من انابیب الحمام - بأبی من ذاق طعم الموت من قبل الفطام

ذاک نحر الرضیع فاض منه النجیع - ودفـنت الجنین بفـؤاد حزیــن

شیعتی ما أن سمعتم فی نسوة تشکو الرزایا - فاذکروا نسوتنا اللآتـی تحملن البلایـا

وعلى الأکوار ظلماً حملوهن سبایـــا - شاکیات باکیات فوق أقتاب المطایـــا

فاسألـــوا کربلاء من لتلک النسـاء - من لحـزن کمین بفـــؤاد حزیــن

شیعتی ما إن شربتم عذب ماء فاذکرونی - او سمعتم بقتیل أو شهیــد فاندبـونی

فأن السبط الذی من غیر جرم قتلونی - وبجرد الخیل بعد القتــل عمداً سحقونی

لیتکم حاضــرون للندا تسمعــون - هاتفا بالأنیـــــن بفـؤاد حزیـن 
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۹۴ ، ۲۳:۰۰
پوریا مهدوی مقدم
يكشنبه, ۱۷ آبان ۱۳۹۴، ۱۰:۵۳ ب.ظ

متن نوحه آسمان غرقه به خون از حاج حسین فخری

متن نوحه آسمان غرقه به خون از حاج حسین فخری



آسمان غرق به خون از شفق تنگ غروب روشنی گشته و خونین شده در چنگ 

غروب

پرده شهپره مرغان زند اهنگ غروب دل سودا زدگان هم شده همرنگ غروب

ای دلا هم همه ی باد وزان میشنوی ضجه و ناله اوراق خزان میشنوی

آه سودا زده نای شبان میشنوی شکوه بلبل ناکام جوان میشنوی

بازا بازا هر انچه هستی بازا گر گبر و یهود و بت پرستی بازا

این درگه ما درگه نومیدی نیست صد بار اگر توبه شکستی بازا

مرغ حق است که از پرده جان می نالد این خزان است کز او چرخ و زمان می نالد

از خزان گشتن گل دیده خلقت بگریید دایه غم زده ی پیر طبیعت بگریید 
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۹۴ ، ۲۲:۵۳
پوریا مهدوی مقدم

متن نوحه رو به سوی خیمه ها زینب شتابان میرود از حاج حسین فخری


رو به سوی خیمه‌ها زینب شتابان می‌رود
در میان دود و آتش اشک‌ریزان می‌رود

ذکر طفلان حرم صد آه و واویلا شده
هر یکی از خیمه‌ای سوئی هراسان می‌رود

آنچنان رو سوی آتش راه زینب می‌رود 
گوئیا دخت علی سوی گلستان می‌رود

گوئیا ساحل ندارد هیچ این دریای غم 
کودکی هر سو روان آتش به دامان می‌رود

آتش اندر خیمه آل‌عبا افکنده خلق
مضطرب زینب به دنبال یتیمان می‌رود 

قحطی آب است و لب تشنه همه اهل حرم
از تن آنان تو گوئی او عطشان می‌رود

مانده زین‌العابدین تنها میان خیمه‌ای
عمه‌اش بالین آن بیمار نالان می‌رود

در میان خیمه‌ها جسم شهیدان مانده است
بی‌معین درمانده زینب سوی آنان می‌رود

آتشی که درب و بیت خانة زهرا بسوخت
تا قیام آل‌پیغمبر فروزان می‌رود

وای آن بانو که بد نور دل و زیب پدر 
در غل و زنجیر کین با آل‌سفیان می‌رود 
۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۹۴ ، ۲۲:۴۵
پوریا مهدوی مقدم

متن نوحه بر سر نیزه سری دیده گریان نگران از حاج حسین فخری



بر سر نیزه سری دیده گریان نگران

حرم آل عبا گرد او سینه زنان

از رگ حنجر این سر چکد خون به زمین

در برش دخترکی میدود ناله کنان

در بر رأس حسین خواهری خون جگر است

پابرهنه به فغان بر سر خار دوان

چون که بیند ز دل خواهرش رفته قرار

میکند گریه ی خون از غم او به فغان

چشم خونبار حسین نگران زینب است

که قد و قامت او شد خم همچو کمان

یکطرف از حرمش آه و فریاد بلند

نیزه داران همه جا گرد آنان شادان

تازیان است فرو به تن آل رسول

کمر زینب خم شده زین بار گران

میکند جای حرم چون سپر پیکر خود

تازیان است فرو به تنش چون باران

کاروان اسرا خسته ره می سپرا

برده گرما ز همه کودکان طاقت جان

خفته در مقتل خون جسم صدچاک حسین

که به سویش چشم آسمان خون افشان

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مهر ۹۴ ، ۰۹:۵۱
پوریا مهدوی مقدم

متن نوحه حرم خبر ندارد شبم سحر ندارد از حاج حسین فخری





حرم خبر ندارد شبم سحر ندارد
چه سان روم به خیمه خدا بدون عباس
**********
نهال زندگانی دگر ثمر ندارد
چه سان روم به خیمه خدا بدون عباس
**********
چو بر سرش رسیدم فتاده بر زمین بود
سرش زتیغ دشمن شکفته تا جبین بود
میان خاک و خون سرنگون لوای دین بود
چه سان روم به خیمه خدا بدون عباس
**********
بر او نظر چو کردم رمق در او ندیدم
لبش چو تشنه دیدم فغان ز دل کشیدم
دو چشم بسته خونش نموده نا امیدم
چه سان روم به خیمه خدا بدون عباس
**********
به چشم تر نمودم به مشک او نظاره
که بود به روی خاک و ز تیر کینه پاره
هدف عدو گرفتش پیاده و سواره
چه سان روم به خیمه خدا بدون عباس
**********
به وقت جان سپردن سفارش حرم کرد
به دیده پر از اشک دعای خواهرم کرد
روانه اشک دیده به حال اصغرم کرد
چه سان روم به خیمه خدا بدون عباس
**********
به کام تشنه کشته شبیه مرتضا شد
ز بهر حفظ مشکی دو دست او جدا شد
علی شمایل من به راه من فدا شد
چه سان روم به خیمه خدا بدون عباس
**********
به قامتی شکسته از او جدا شدم من
به چشم تر روان سوی خیمه ها شدم من
ز بعد او اسیر غم ای خدا شدم من
چه سان روم به خیمه خدا بدون عباس
**********
به خیمه تا رسیدم همه برون دویدند
چو نزد من نشان از عموی خود ندیدند
فغان ز فرقت او ز سوز دل کشیدند
چه سان روم به خیمه خدا بدون عباس
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ مهر ۹۴ ، ۲۱:۵۶
پوریا مهدوی مقدم

متن نوحه حسین ای نور تابنده از آقای رضا حسن زاده


رضا حسن زاده


حسین ای نور تابنده...حسین ای بر خدا بنده

حسین ای تا ابد زنده...مراد و ماه تابانم

حسین جانم(4)

حسین ای اُسوه ی ایمان...حسین ای آیت یزدان

حسین ای حافظ قرآن...تورا مشتاق و خواهانم

حسین جانم(4)

تو کشتی نجات هستی...تو عطشان فرات هستی

تو خود آب حیات هستی...تویی مولای عطشانم

حسین جانم(4)

تویی مظلوم و من گریان...سراپا آتش سوزان

بگریم بر تو و طفلان...روان اشکِ چو بارانم

حسین جانم(4)

به فردا در صف محشر...که باشم مانده و مضطر

من و تنها گل حیدر...به سوی توست چشمانم

حسین جانم(4)

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۳ ، ۱۷:۲۹
پوریا مهدوی مقدم
دوشنبه, ۱ دی ۱۳۹۳، ۰۳:۰۴ ب.ظ

متن نوحه واحد از حاج حسین فخری

متن نوحه واحد از حاج حسین فخری



حاج حسین فخری



جز دلم کس نکند دلبری از دلبر من

دلبر عشق بازی کند بر سر نی با سر من

یا رب این دشت بلا،یا که طرب خانه ی ما

کس ندانست که عروسی بُوَد این یا که عزا؟

هرچه دارم به تماشاگه زلفت ریزم

جای زر درقدمت،من سروجان میریزم

جز دلم کس نکند دلبری از دلبر من

دلبر عشق بازی کند بر سر نی با سر من

کرده پرخونِ جگر،دست ازل جام مرا

زده نقاش ازل،عزم مرا رنگ بلا

بعد من خواهرمن،قافله سالار منی

در پس پردۀ قید،شاهد اسرار منی

شاهد غارت و غارتگر گلزار منی

زیر شمشیر و سنان،طالب دیدار منی

سوز و آه و غم ما،ساده و یک بازی نیست

هر که دارد غم جان،لایق جانبازی نیست

تا ملامت نکشی،عشق نزند حلقه به در

نشود سنگ تو لعل،تا نخوری خون جگر

کی کنم شکوه از این چرخ پر از نقش و نگار؟

کی کشم منت از این طارَم فیروزه سوار؟

صحبت از بریدن سر ز قفاست با شمشیر

صحبت از خوردن آب است ز گلو از لب تیر

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ دی ۹۳ ، ۱۵:۰۴
پوریا مهدوی مقدم