وبلاگ پوریا مهدوی مقدم

مرجع کامل نوحه های بوشهری و خوزستانی

وبلاگ پوریا مهدوی مقدم

مرجع کامل نوحه های بوشهری و خوزستانی

وبلاگ پوریا مهدوی مقدم

پوریا مهدوی مقدم از استان لرستان - شهرستان بروجرد
----------------------------------------------------
وبلاگی برای نشر نوحه های جنوب کشور
----------------------------------------------------
عزیزانی که مایلند مراسمات مذهبی خود را به بینندگان این وبلاگ اطلاع دهند،به آدرس زیر، مکان - زمان و اطلاعات لازم را ارسال کنند.
در ضمن، اگر عکسهایی هم از همان هیأت ارسال شود،ممنون میشوم.


Porya.borujerd@gmail.com

شماره تماس: 09385616703

آدرس اینستاگرام:
PORYA_BORUJERD
#پوریا_مهدوی_مقدم

آدرس کانال تلگرام:
www.telegram.me/poryarjnews

(((حتما در اینستاگرام و تلگرام ما را دنبال کنید)))
باتشکر
----------------------------------------------------
آدرس وبلاگ اجتماعی پوریا مهدوی مقدم: www.porya-borujerd.ir
-----------------------------------------------------

توضیحات سایت: این وبلاگ تنها جهت نشر و ترویج
نوحه های بوشهری و خوزستانی ساخته شده است.
در واقع این وبلاگ، تنها وبلاگی ست که متن اکثر نو حه هایی را
که در هیچ کجای اینترنت وجود ندارد، در اختیار شما عزیزان
قرار میدهد.
و همچنین، بنده تنها بروجردی هستم که مشغول به
انجام این کار میباشم.
پوریا مهدوی مقدم-بروجرد

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۱۷ مرداد ۰۰، ۰۸:۳۱ - علیرضا
    ممنون
  • ۸ آذر ۹۹، ۱۸:۴۲ - نیبیرو
    عالی
نویسندگان
پیوندها

۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دل نوشته» ثبت شده است

۰۲
دی
۹۵

دل‌نوشته‌ای از درد فراق

نوشته‌ی پوریا مهدوی مقدم







   پوریا مهدوی مقدم - بروجرد:

چه سخت است روزهای بی تو... روزهایی که با یادت سپری می‌شود اما بوی رسیدنت از دوردست‌ها می‌آید...

نمی‌دانم آیا تا رسیدن دوباره‌ات زنده باشم یا نه... اما در انتظارت می‌نشینم.

چه سخت است روزهای بی محرم و صفر... چه سخت است دور بودن از مراسم عزاداری اهل بیت(علیهم السلام)

نمی‌دانم چرا مدتی ست دلم هوای یک عزاداری کرده است در کنار دوستان و هم هیئتی‌ها... دلم هوای صدای پوست دمامی را کرده که یک عاشق دل‌شکسته و یک عزادار واقعی با چوبی که از بار مصیبت اعظم خم شده است، به آن می‌کوبد. و صدای تیز سنجی که تداعی‌گر شمشیرهایی ست که به یکدیگر می‌خورد و خونی را به زمین می‌ریزد...

دلم هوای سینه‌زدن در یک بر سینه‌زنی پرشور کرده که چرخشش برخلاف زمان است و گویی به سمت روزهایی که می‌رود که قیامتی در آن برپا بود.

دوست دارم اذکار نوحه‌ها را با صدای دل فریاد بزنم و اشک دیده را با نوای نوحه‌خوان و به یاد آن روزگاران به روی گونه جاری سازم.

چه زیبا بود اگر واقعا این سخن گهربار امام صادق(ع) به حقیقت می‌پیوست و تمام روزها عاشورا می‌شد...

چیز زیادی به ایام پر سوز و جانگداز فاطمیه نمانده... اما چه بگویم که طاقت من کم است و میترسم به آن نرسم... بالاخره انسان است و هر نفسش که فرو می‌رود و برمی‌آید، او را یک قدم به مرگ نزدیک‌تر می‌کند.

اما امید دارم... امید دارم که هرچه زودتر همچون برق و باد، همانطور که محرم و صفر رفت، فاطمیه می‌رسد و می‌توانم با دل و جان به عزاداری برسم.

هروقت به جمله‌ی ( مروا همه سال ) فکر می‌کنم، قلبم آرام می‌شود... که تحقق این جمله در آن است که از بدو تولد تا به امروز توانسته‌ام در عزاداری‌ها شرکت کنم.

چه خوش است رسیدن روزهایی که دوباره صدای سنج و دمام در کوچه‌ها طنین‌انداز شود و نوای نوحه‌خوان‌ها، اشک دیده‌ها روان سازد.

از خدا می‌خواهم تا آن روز همه را زیر سایه‌ی ابدی‌اش محافظت کند و هیچ‌کس را چشم انتظار نگذارد... البته ما که سالیان سال است منتظریم... اما خداوندا، بگذار انتظارمان همین یک انتظار باشد که بس انتظاری جان‌کاه و سخت است...

اللهم عجل لولیک الفرج

  • پوریا مهدوی مقدم
۱۵
تیر
۹۵

دل نوشته‌های

حاج علی سیف معموریان

قسمت هشتم


حاج علی سیف معموریان


دراخرین صداهای مناجات درعاشق ترین سکوتهای شب درآخرین بالاگرفتنه دستهایم در آخرین اشکهای پرازخلوتم درآخرین بغضهایه خداییه گوشه نشین شده ام درآخرین پروازهای دوری ازگناه وبدی هایم درآخرین چشمهای خیره ام به ماه وشب وتسبیحم درآخرین تشنگیهای نافله هایم وخودم وخودم باتودرآخرین نیازهاورازهایم درآخرین شبهای عزیزشدن ومحبت هایه ماهه بی ریایت درآخرین سبزوسفیدهای خاطرات سفره های مغرب ومناجاتت صدایت میکنم که مرا آمرزیده ای؟ صدایت میکنم که قبول م کرده ای صدایت میکنم که پاک وآرام دلم را ازنسیمه رحمتت پرکرده ای آخرین لحظه های نفسهای پربرکت . ثانیه های فقط عبادت را میگذارنم ای کاش عید مرا به امام...زمان وغریب عصرمان گره بزنی دستم را پایم را چشمم را به ابرهای اسمان مقدس واسمانهای حرمهای مقدس روی زمینت گره بزنی شبهای ماه وشبهای سحررا شاید دوباره ببینم ...شاید....تومیدانی ..من نمیدانم اماخداحافظی را ازاین ماهه عاشق بلد نیستم یادم بده سکوت ام را ازدست ندهم من به خاموشی ونظاره کردن ....بیشترعادت کنم ..نگاه کنم ...ماهه خوبت را....هدیه هایت همیشگی ...بدیهای ما.....دل نوشته ......علی معموریان

  • پوریا مهدوی مقدم
۱۷
اسفند
۹۴

دل نوشته های حاج علی سیف معموریان

قسمت هفتم



باران وابرهای جمکرانت سکوت من وتنهاییهایم وفقط من وکنارجمکرانت ...باران روی دستهایم واشکهایم بانگاهه ممتد ویک ریزم به ابرهای بالای ...بالای مسجدجمکرانت ...غریبی حرمت دلتنگی وبارانی شدن و ماندن حرمت جمکرانت ...پاهای باران خورده ی من دستهای به سینه ی من صورته بارانی شده ی من روبروی هوای ابری وروبروی مسجد وصحن جمکرانت ابری ماندن دلم ازکم آوردن زیباییهای مسجد جمکرانت سرم پایین حرفهایم درگلومانده ...نمیجوید ...نمی بینمت ...سرم پایین هوای جمکرانت ابری مثل دله من بغضم درخودم میشکند دوستت دارم نمی یابمت باران ..مسجد مقدس مسجد ون ف سه من ازندیدنت تنهایم تنهاییت غصه دارم کرده غریبت ابریم کرده بارانی ام کرده قطره بارانت مانده روی صورتم ...اشکهایم باقطره های هوای جمکرانت دیوانه ام کرده گم کردم خودم را نشسته ام فقط به آسمان أبریه جمکرانت خیره شده ام چشم ....دوخته ام شاید ازلابه لای ابرها صدایم رابشنوی مهدی جان دل نوشته کربلایی علی معموریان

  • پوریا مهدوی مقدم
۰۹
آذر
۹۴

دل نوشته های حاج علی سیف معموریان

(قسمت ششم)



من اگرغرق شوم در محبت تو عاشقی را تمام کرده ام  من اگردردریای توغرق شوم شروع کرده ام صدای عاشقی و خدایی را دست مرا بگیرکه جزدردریای تو ونگاهه توجای دیگری نباشم آه ازلحظه ای که درگناهم و دستی و کمکی ازتو بخواهم و نجاتی ازتونیابم آب ازسرم گذشت عاشق شده ام وکم آورده ام ازدوری تو از هوای آلوده ی پرگناه دستم را ازآبهایی که دورازتوافتاده اند ازچشمه هایی که صدایت, کم میشوند بگیروجداکن این احساس مرابه کربلایت عاشقانه ترکن حسین چشمهایم رادرکناردستهایم بگیردردستت که جزتوکسی را صدانزنند برای نجات ازبار معصیت آب ازسرم گذشت اگرتونیایی اگرتونگیری دستهایم.را اسم تو غریب کربلا غریب مادرح س ی ن تمام حرفم دوری توست سربه دیوارم و خیره به قاب عکسه حرمت آه ازچشمهایه پرحسرتم آب ازچشمهایه پر اشکم رها نمیشود تورا ضریحت را  کربلایت را میخواهد ...دل آرام و قلب آرام و...زیبای همیشگیش تویی تورا میخواهد حتی اگر لبهایش خشک باشد درحال احتضارباشد تورا صدا میزند آب ازسرم گذشت دستم را بگیر همه آمدند من جامانده ام دستم...را بگیرخوب ترین کشتی نجات ..بالاترین نجات سفینه ی أمن خدا راه رسیدن به عالم بالا ...حسین جان....دل نوشته علی معموریان

  • پوریا مهدوی مقدم
۰۷
آبان
۹۴

دل نوشته های حاج علی سیف معموریان

قسمت پنجم



سلام محرم ماهه عاشقی ماهه دوباره بندگی عشق ماهه سیاهی وکتیبه ماهه اشک ماهه پیاده رویهای عاشقی برای عشق سلام محرم سلام اقای خوب من مظلوم حقیقی عالم دیگرآرام وقرارندارم دلم آماده ی دیدن دسته های سینه زنی و عزاداریه توست ای مظلومه مادر غریب مادرحسین سلام میکنم به مسجدهاو حسینیه ها سلام میدهم به چشمهای محزون به گریه های بی امانه کناره هیأت کنارخیابان کنارمادرکنارپدر سلام میکنم به روزهایی که دل در دلهایمان نیست سینه پروازمیخواهد که فقط شوروحاله عاشقان را به نظاره بنشیند دل وقلبم قرارندارد کاری جز نشستن وانتظارکشیدنه محرمت را....رسیدن محرمت را ...آرزو...دارد سینه ام تنگ است امسال ازحاجیان سفرکرده وسبقت گرفته ازما که حالا کناراقای کربلا یندومارانظاره گر.....اری شهید توبالارفته ای من در زمینم ...برادرروسیاهم شرمگینم....محرم بیا عطری بزن به صورتم به چشمهایم به سکوتم به مناجاتهایم عطری بزن به دستهایم که دوستدارت به سینه بزند ازغمه اقای کربلا حسین .. محرم رسید ...عاشق شدن وگریبان پرگریه هایمان .. اشکهای دوستداره کربلاو بین الحرمینمان اری محرم محرم محرم صدای زلالی وبی ریایی صدای تنهایی های مادرم زهراسلام الله ونظاره گری عزادارنش صدای محرم صدای مهربانی ازدرودیوارصدای بغض های درگلومانده ازمظلومیت حسینی که عاشقی چون رسول الله دارد تا ابد محرم محرم تازنده ایم محرم تانفس میکشیم سیاهی محرم وگدایی ما تا جان دربدن داریم سلام به محرم نه این شروع راهی است که پایانش جزشهادت دررکابش نمیخواهیم تمام زندگی ام برای رسیدن محرم فدای افتاب وشبهای محرم ....محرم سکوتی که فقط اشک میخواهد.. محرم رسید....(دل نوشته علی معموریان)

  • پوریا مهدوی مقدم
۱۸
مهر
۹۴

دل نوشته های حاج علی سیف معموریان

ویژه محرم

(قسمت چهارم)



سلام محرم ماهه عاشقی ماهه دوباره بندگی عشق ماهه سیاهی وکتیبه ماهه اشک ماهه پیاده رویهای عاشقی برای عشق سلام محرم سلام اقای خوب من مظلوم حقیقی عالم دیگرآرام وقرارندارم دلم آماده ی دیدن دسته های سینه زنی و عزاداریه توست ای مظلومه مادر غریب مادرحسین سلام میکنم به مسجدهاو حسینیه ها سلام میدهم به چشمهای محزون به گریه های بی امانه کناره هیأت کنارخیابان کنارمادرکنارپدر سلام میکنم به روزهایی که دل در دلهایمان نیست سینه پروازمیخواهد که فقط شوروحاله عاشقان را به نظاره بنشیند دل وقلبم قرارندارد کاری جز نشستن وانتظارکشیدنه محرمت را....رسیدن محرمت را ...آرزو...دارد سینه ام تنگ است امسال ازحاجیان سفرکرده وسبقت گرفته ازما که حالا کناراقای کربلا یندومارانظاره گر.....اری شهید توبالارفته ای من در زمینم ...برادرروسیاهم شرمگینم....محرم بیا عطری بزن به صورتم به چشمهایم به سکوتم به مناجاتهایم عطری بزن به دستهایم که دوستدارت به سینه بزند ازغمه اقای کربلا حسین .. محرم رسید ...عاشق شدن وگریبان پرگریه هایمان .. اشکهای دوستداره کربلاو بین الحرمینمان اری محرم محرم محرم صدای زلالی وبی ریایی صدای تنهایی های مادرم زهراسلام الله ونظاره گری عزادارنش صدای محرم صدای مهربانی ازدرودیوارصدای بغض های درگلومانده ازمظلومیت حسینی که عاشقی چون رسول الله دارد تا ابد محرم محرم تازنده ایم محرم تانفس میکشیم سیاهی محرم وگدایی ما تا جان دربدن داریم سلام به محرم نه این شروع راهی است که پایانش جزشهادت دررکابش نمیخواهیم تمام زندگی ام برای رسیدن محرم فدای افتاب وشبهای محرم ....محرم سکوتی که فقط اشک میخواهد.. محرم رسید....دل نوشته علی معموریان

  • پوریا مهدوی مقدم
۲۶
شهریور
۹۴

دل نوشته های حاج علی سیف معموریان

 (قسمت سوم)


حاج علی سیف معموریان


پوریا مهدوی مقدم-بروجرد:

با عرض سلام و تسلیت به مناسبت شهادت حضرت امام جواد(ع)، این دل نوشته را مداح خوش نوای خوزستانی، حاج علی سیف معموریان لحظاتی قبل ارسال نموده و شهادت امام جواد(ع) را تسلیت گفتند.

طبق گفت و گویی اختصاصی، علی معموریان، وبلاگ پوریا مهدوی مقدم را بعنوان روابط عمومی خود معرفی نمود. از این پس، عزیزانی که مایل به دعوت از مداح عزیز، ((حاج علی سیف معموریان)) هستند، با شماره همراه: 09385616703 تماس حاصل نمایند.


آی عشق مرا ازکنارروزگاربی عشق صدابزن مرا جداکن ازهمه ی نامردمیهای زمانه مرا ببربه سمت شهادت به سمت لباسهای خاکی انهاکه پناه دارندوبه منه بی پناه پناهی میدهند آی دل شکسته دستهایم رابه مهران به چزابه به فکه ودوکوهه به شلمچه هدایت کن آی گلهایه لاله ی خاکهای مقدس دستم رابگیرید که دورتان بگردمو اشک بریزم دورتان بگردم چفیه ام پرازاشک کنم وپیشانی بندهایه شماراقابه سینه ام ...طاقچه ی خانه ام کنم آه پیرهنهای سفید آی گلگون وسرخهای عاشق عطربزنید به دستانم به گردنو صورتم من بوی خاکه شما را هوس کرده ام تعفن روزگار کشیده شادیهای پرازعطرمرا کشیده طراوته جوانیه مرا آی شهیده بی مادرگمنامه مادر صدای زلال وخاموش شده ی زیره خاکه مادرهنوزچشمهایم به پاهای شما به دستگیری شما ن ف س میزند وازپانمیشیند غریبه من شهیده من بغض من نازونیازه من شفاف ونورانیه دله من آبهای قمقمه ات که باقی است مراجرعه جرعه شفاداده خاکه لباسهایت که باقیست دله خرابه مراشفاداده تسبیحت که جانمازم راعرشه خداکرده باقیمانده ی استخوانت که زمین وفضای خاکمان را برکت داده آه گم شده ی پیداشده ی همیشگیه روزهای دلتنگی شهید ...قامت زیبایت خوابه هرشبم غریب چفیه ات گلاب ناتمام وسفره ی نانه شبم شهید اسمه بالا اسمه عشق اسمه صبح اصله عاشقی شهید دعایت تمام لحظه های ارامشم مادرت چشم انتظاره توست پدرت دعاگویه توست بیایی نیایی میبوسمت ..میبویمت تکراره عزیزترازهرشروعی عزیزه قلبه من نورانی شده ی همیشگی درعرش خدا بازهم کنارمزارت دعوتم کن شهادت شهید شاهد ....شهیددل نوشته علی سیف

  • پوریا مهدوی مقدم
۰۳
تیر
۹۴

دل نوشته ی حاج علی سیف معموریان

 (قسمت دوم)


حاج علی سیف معموریان


مادرسلام پسرت کجاست مادرشنیده ام هنوزبرایش گریه میکنی مادرچقدرهرروز لباسهای کودکی وجوانیش رابومیکنی ودراغوش میکشی مادرچقدرپاییزبهار زمستان باخیالش زندگی میکنی سلام میکنی گریه میکنی مادرچقدرگوشه نشین شده ای چقدر نظاره گرروزهای بدون فرزندت شده مادرصدای بچه گیهاو خاطراتش رامرورمیکنی ودل نمیکنی مادرآن غذاهایی که دربچه گی دهانش گذاشتی وازخندینش ازشوق گریه میکردی مادرارام ترواهسته ترشده ای مادرچقدربرسرمزارش گل میبری وبه عکسش خیره میشوی مادرراستی ازپسرت خبری داری ارخوابهایی که میبینی وصبح راشب میکنی به امیددیدارش مادرتوچقدرخوبی مادرتوچقدرمعنای اسمان وفرشته داری مادرراستی عیدت مبارک تنهاییهایت را پسرت نظاره گروعاشقانه دنبال میکندمادرمیدانم که بایدهدیه ای بیاورم مادرمیدانم که روزمادراست ..اه مادرمیدانم برایت کاری نکرده ام مادرپسرت تورادوستدارت ووجودش پیش خداست مادرچشمش اشکبارتوست مادرسلامهایی که درخوابهایت میکنم دستی که ازتودررویاهایت میبوسم رابه زهرای مظلوم س ازمن قبول کن مادرروزت مبارک هدیه ام اززندگی باتوبودن دامان پاکت بودکه نامم مفقوداثرنامم شهیدلقب گرفت مادرنیستم گریه ام راببینی نیستم که دستم رابگیری مادرمادرمادرنیستم سربه دامانت بگذارم مادرقبول کن کمه مراازاین فرزندت مادرروزت مبارک ....دل نوشته علی معموریان

  • پوریا مهدوی مقدم
۰۲
تیر
۹۴

حاج علی سیف معموریان


حاج علی سیف معموریان


به یادخرازیها کاظمیها کبوتران پرواز کرده ی سرزمین من به یاد چفیه های خاکی به یاد خنده های بی ریا اشکهای بی ریانگاههای بی ادعا به دستهای خاکی به یادچشمهای بی خواب کنارسنگرهابه خوبان به یادانهاکه ازکنارنخلهاگذشتندبه یاد انهاکه مادرراپدر...رابه عشق امامشان تنهاگذاشتندبه یادانهاکه ازکنارهمسروفرزندوباغچه ی خانه دل کندندبه یاد انهاکه ازصدای گنجشک خانه دل بریدندبه یادانهاکه به پروازپروانه سلام دادندبه ابربه اسمان نگاه کردندبه یادانان که عرشی وخدایی شدندبه یادغریبان از دست رفته دوستان برسرپیمان فداشده به یادشهیدان خدایی چشمهای زیبای سنگرهادردل شبهای خطربه یادسکوت مادرشهیدمفقوداثربه یاددستهای ناتوان پدرشهیدگمنام به یاد برگهای پاییزدمه درخانه های شهیدان خدایی شده به یاد مردان غریب به یاد شلمچه به یاددوکوهه به یاد کربلای پنج ....که راهه کربلای مارابازکردبه یادغروب ورفیقان ازدست رفته کناره خاکهای جبهه....دل نوشته علی معموریان ...

وبلاگ پوریا مهدوی مقدم:

حاج علی سیف معموریان، یکی از مداحان خوش صدای خوزستانی هستند که در این زمان، مقیم اصفهان میباشند و یک بارهم به بروجرد سفر کرده و در هیئت خوزستانیهای مقیم بروجرد به سرپرستی جمشید نادی، به نوحه خوانی خوزستانی پرداخته اند.

طی صحبت هایی که با ایشان داشتم، خاطر نشان کردند که احتمالا امسال(1394) نیز سفری دوباره به بروجرد داشته باشند.

حاج علی سیف بذل لطف کرده و از دل نوشته هایشان برای این حقیر ارسال نموده اند که به مرور روی سایت قرار خواهند گرفت.

دانلود نوحه مولانا یاحسین (اجرای بروجرد)

دانلود نوحه هفتاد و دو پروانه

  • پوریا مهدوی مقدم